تبليغاتX





ضمیر خودآگاه

ضمیر خودآگاه

دکتر عزیز بر عهدمان پایداریم

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

به یاد شهید حسن باقری(1)

با عرض معذرت از دوستان و به دلایلی موقتا از نوشتن درباره وزیر محترم اطلاعات آقای مصلحی منصرف شدم. اگر لازم باشد بعدا به ایشان می پردازم. 

شهید غلامحسین افشردی(با نام مستعار حسن باقری) از رزمندگانی است که من به شدت شیفته او هستم.


همه آنهایی که در سال های ابتدایی جنگ درگیر بوده اند شهید باقری را می شناسند. و همه آنهایی که بعدها تاریخ جنگ ما را بخوانند به احترام ایشان کلاه خویش را از سر بر می دارند. شهید حسن باقری یک اعجوبه به تمام معنا بود.

شهید باقری در سال 1355 پس از گرفتن دیپلم تجربی در رشته کشاورزی دانشگاه ارومیه قبول می شود اما ظاهرا ادامه نداده و به سربازی می رود. او بعد از انقلاب در سال 1358 دیپلم ادبی می گیرد و سپس دوباره در امتحان وررودی دانشگاه‌ها شرکت کرد و با رتبه ۱۰۴ در رشته حقوق قضایی دانشگاه تهران قبول شد. البته اینبار نیز درس را نیمه تمام گذاشته و برای یاری امام خویش به جبهه های جنوب شتافت.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%82%D8%B1%DB%8C

http://rajanews.com/detail.asp?id=43802

ایشان در سن 24 یا 25 سالگی عملیات بیت المقدس را طراحی می کند و در سن 26 یا 27 سالگی به شهادت می رسد. در جایی خواندم که طرح اولیه فتح فاو نیز از ایشان است. طرحی که 3 سال پس از شهادتش تکمیل و اجرا می شود.

در مورد این شهید کتاب ها می توان نوشت و آثار هنری فراوان می توان ساخت. 


ملاقات شهید باقری و جمعی از رزمندگان با ولی خدا آیت الله بهاءالدینی


یک سال پیش کتابی با نام چذابه خواندم. این کتاب خاطرات سردار فتح الله جعفری از عملیات فتح بستان، پاتک عراق برای بازپس گیری بستان و نبرد سنگین دفاع از بستان در چذابه بود. این عملیات بعد از شکستن محاصره آبادان و پیش از عملیات های فتح المبین و فتح خرمشهر می باشد. جای جای کتاب مملو از ویژگی های منحصر به فرد و قدرت نمایی های شهید باقری بود. قسمت هایی از این کتاب که در مورد این شهید عزیز است را برای آشنایی با ایشان می آورم.

- وقتی از دارخوین به گلف(مقر فرماندهی سپاه) برگشتم خواستم داخل شوم. دیدم همه را تفتیش می کنند.مسئول انتظامات از نیروهای اصفهان بود. او را از قبل می شناختم. ... پرسیدم می گردی؟ گفت بله وقتی هاشمی نژاد را به شهادت برسانند از کجا معلوم که جان برادر رشید و حسن باقری در خطر نباشد.(صفحه 11)

- وقتی که برادر حسن باقری و برادر رشید به دارخوین آمدند مطرح شد که از وسایل زرهی غنیمتی استفاده کنیم. ... برادر حسن باقری دنبال این بود که سازمان های جدید را در جنگ راه اندازی کند. او مهندسی، مخابرات، بهداری، اطلاعات و عملیات و تخریب را فعال کرده بود. او از من پرسید: آیا با تانک و نفربر آشنایی داری؟

- به گلف دعوت شدم تا راجع به این موضوع(تشکیل واحد های زرهی سپاه) صحبت داشته باشیم. ... رفتم داخل یک راهروی 10 متری که تا انتها امتداد داشت. در سمت چپ راهرو دو اتاق بزرگ و یک اتاق کوچک و باریک و یک اتاق بیسیم(جمعا چهار اتاق)قرار داشت. اتاق اول اتاق حسن بود. بعدها فهمیدم هیچکس به جز تیم طراحی عملیات ها به آن اتاق تردد نمی کنند. اتاق مورد نظر با پرده ای سفید به دو بخش تقسیم شده بود.در قسمت جلو یک میز بود و یک نفر پشت آن پیام های سری را تایپ می کرد. آن پرده سفید نمی گذاشت قسمت دوم اتاق را ببینی. بعدها توانستم آن قسمت اتاق را ببینم. دور تا دور آنجا پر از نقشه بود. روی نقشه ها پرده کشیده بودند. و هر نقشه چند کالک داشت که وضعیت های مختلف روی آن ترسیم شده بود: محل استقرار نیروهای خودی، و دشمن، جو و زمین، توپخانه ها، مراکز فرماندهی و ... .اتاق بعدی در همه سمت اتاق جنگ بود.(صفحه 14)

- اولین بار بود که به اتاق جنگ می رفتم.نشستیم و برادر حسن شروع به صحبت کرد تا مرا نسبت به موضوع(تشکیل واحدهای زرهی سپاه)توجیه کند. برایش احترام قائل بودم. جذابیت، قاطعیت، و تن صدایش که گیرا بود توجه ام را جلب کرد. متوجه شدم که از کارایی نفربر خوب می داند. درباره کارایی تجهیزات ارتش بعث هم خوب می دانست. روی مناطق عملیاتی خوب و دقیق کار کرده بود. فکر کردم وقت او را گرفته ام. ... آن چنان مجذوب حرف هایش بودم که نمی خواستم حتی نفسم مزاحم شنیدنم شود. او درباره رمل، باتلاق، آموزش پرسنل، روند جنگ، قدرت و توانایی دشمن، و معنویت جنگ صحبت کرد. ... متوجه شدم شاید چند بار در عمق مواضع دشمن به شناسایی رفته است. اطلاعات او درباره مناطق عملیاتی آینده وسیع و جامع بود.(صفحه 15)

- حضور برادر حسن در مقابله با دشمن و شناسایی و تحقیق در عمق دشمن، به نحوی بود که دشمن را از خودشان بهتر می شناخت. او عراقی ها را به نحوی شناخت که همه پیش بینی هایش تحقق یافت و حرکات و فعالیت های آنها را از قبل پبش بینی می کرد.(صفحه19 )

- برای اطلاع دقیق ار منطقه و وضع دشمن بولتن های خبری که نتیجه زحمات و تلاش برادر حسن باقری بود و از گلف می آمد، می خواندم. بولتن ها دقیق بودند و مناطق به خوبی معرفی می شدند. ... برادر حسن هر 24 ساعت یکبار آخرین وضعیت دشمن را کنترل می کرد. (صفحه 26)

- حسن باقری گزارشی 14 صفحه ای در مورد عملیات امام علی(ع) در تپه های الله اکبر نوشته بود. این موفقترین عملیات مشترک ارتش، سپاه و نیروهای نامنظم در 8 ماه ابتدایی جنگ بود. برادر حسن در گزارش این عملیات نوشته بود: این جنگ فرصت های طلایی بسیاری جهت رشد استعدادها به ما داده است. نیرو های ما با توجه به بعد انقلابی که دارند و چشم و گوش بسته تابع قانون های از خارج آمده نیستند، می توانند از قالب های پیش ساخته خارج شوند و با فکر سازنده خویش روش هایی ابداع کنند که دشمن نخواهد توانست به سادگی به دفاع در مقابل آن برخیزد.(صفحه 28)

-گزارش بازدید از منطقه چذابه(منطقه عملیاتی آینده برای آزادسازی بستان) را برای استفاده از نیروهای زرهی به برادر حسن باقری ارائه دادم. فکر می کردم گزارشم کامل است. متوجه شدم که اطلاعاتش خیلی بیشتر و دقیق تر از من است. بعد از گزارش از من پرسید: چرا شب در منطقه نماندی؟ مگر قرار نیست عملیات در شب انجام شود؟ وضعیت مهتاب، خط پدافند و منطقه اشغالی چگونه است؟ عملیات در تاریکی محض است یا در روشنایی مهتاب؟ نیروهای دشمن در شب فعال هستند یا در روز؟ ترددهای دشمن چطور؟ تیربارها در شب ها کار می کنند یا نه؟ چند منور در شب می زنند و کجا؟ روحیه فرمانده دشمن چگونه است؟آیا فرمانده تیپ 26 زرهی دشمن را می شناسی؟فرمانده گردان های دشمن را چطور؟ استعداد گردان های تانک دشمن در منطقه چقدر است و در کجا مستقر هستند؟ فکر کرده ای که چگونه با دشمنی که نمی شناسی می خواهی بجنگی؟ چند راه مواصلاتی تا تپه های الله اکبر(جبهه خودی) دارید؟ از جاده های عقبه مطمئن هستید؟ در رمل وقتی در شب حرکت می کنید صدای پایتان تا چند متری شنیده می شود؟صدای یک خودرو،تانک یا نفربر روشن تا کجا شنیده می شود؟چند راهکار دارید؟ اگر در تپه های رملی گم شدید چه می کنید؟  اگر نیروهای شناسایی اسیر شدند چه می گویند؟ محل استقرار گردان تانک علی(گردان دشمن) کجاست؟ فرمانده اش کیست؟ احتیاط دشمن کدام است؟ از فرمانده تیپ 26 زرهی سرهنگ طارق فیزی الهزاع چه می دانی؟ و سوال های دیگر. من که فکر می کردم شناسایی ام کامل است و کلی حرف برای گفتن دارم خجالت کشیدم. چشم هایم نقشه ها را تار می دید و نمی دانستم چه کنم. تازه حمام رفته بودم و موهایم تمییز بود و برق می زد. لباس تمییز هم پوشیده بودم. البته این برای او خوشایند بود.همیشه سفارش می کرد تمییز باشیم.(صفحه  )32

- شهید باقری در باره عراق و اینکه ایران یک تاریخ چند هزار ساله دارد صحبت کرد. ... علاوه بر بولتن سخنانش نیز برفرماندهان تاثیر داشت. هرچه می گفت جدید، جذاب و قابل اجرا بود. از همه مهمتر به بعد معنوی کارها توجه داشت. او فرماندهان را فعال می کرد که خودشان فکر کنند، طرح تهیه کنند و درگیر شوند. او جستجو می کرد تا استعدادها را شناسایی کند. همه اسامی را به یاد داشت. حتی حرف هایی که می زدی فراموش نمی کرد. برای اثبات مسائل از گفته های خود افراد استفاده می کرد. ... آنشب ماندم. صبح از گلف خارج شدم و به طرف دارخوین حرکت کردم.(صفحه 34)

ادامه دارد ...


برچسب‌ها: حسن باقری, خرمشهر, اعجوبه, جنگ, چذابه
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1391ساعت 3:13  توسط محمد مهدی  | 

یادداشت آینده

سخنی با وزیر محترم اطلاعات آقای مصلحی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 2:31  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

آقای احمدی نژاد خیلی ممنون.

متن کامل سخنان دکتر احمدی نژاد عزیز را در مشهد مقدس از اینجا می توانید بخوانید.

http://thepathofjustice.persianblog.ir/post/2/

http://www.irna.ir/Display.aspx?NID=080130564

بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز
باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست
یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست

دیوان شمس - حضرت مولانا


خلاصه ای از سخنان مهم(البته از نظر من) دکتر احمدی نژاد در مشهد مقدس

به مناسبت یکصدمین سفر استانی دولت

- عزیزان من، سفرهای استانی را مرحوم شهید عزیز و ماندگار و درخشنده در عرصه مدیریت مردمی، شهید رجایی پایه گذاری کرد.

- دولت نهم و دهم به تأسی از فرهنگ انقلاب، فرهنگ پیامبر عزیز و اهل بیت او، به تأسی از امام رضا (ع) و امیرالمومنین و امام عزیز و رهبری گرانقدر، این سنت رو احیا کرد.

- بعضی از همکارانی که در دولت بودند و بعدها به دلایلی همراهی نکردند، در جلسه قبل از سفر اول مخالفت می کردند.می گفتند این نشدنی است. این یک نگاه خیالی و خیالاتی است. مگر می شود دولت با همه عرض و طولش حرکت بکند استان به استان، شهر به شهر در کنار مردم و پاسخگوی مردم باشد. بعد که اصرار بنده و برخی از همکاران رو مشاهده کردند آشکارا گفتند اشکالی نداره یکی دوتا سفر میرید خسته میشید می بینید که نشدنی است.

سفرهای استانی و عدالت

- اگرعدالت نباشد ارزش های الهی، احکام الهی، آرمان های الهی، فرصت تحقق پیدا نمی کنند. کرامت انسان، عظمت انسان، در سایه عدالت شکوفا خواهد شد.

- عدالت اگر نباشد محبتی نیست امنیتی نیست همبستگی ملی نیست عزتی نیست جمهوری اسلامی نیست.

- همچنان فاصله بین فقرا و برخوردارها، فاصله مناطق محروم و مناطق برخوردار، فاصله ای بسیار عمیق است. حالا حالاها باید کار و فداکاری کنیم تا گوشه ای از عدالت، عطری از عدالت، در این سرزمین منتشر شود.

- کسانی که فقط از روی کاغذ با مشکلات مردم آشنا می شوند نهایت کارشان نقل مکان به شمال شهر و حساب های ملیاردی شخصی خواهد بود.

- امیرالمومنین علی (ع) خودش را در معرض مردم قرار می داد. در کوچه و در خیابان وقت میگذاشت از نزدیک مردم با او ملاقات کنند حرفها را بزنند.

سفرهای استانی و مهرورزی

-اساس خلقت انسان بر محبت است. زیباترین صحنه های مهرورزی باید بین مسئولان و مردم شکل بگیرد. اگر مسئولی دلش سرشار از عشق به مردم نباشد، نمی تواند خدمتگزار خوبی باشد.

- اگر مسئولی، انسان برجسته ای، فرد مدعی ای اعلام کند که مومن است، خداپرست است، عاشق خداست، اما در دل او عشق مردم نباشد، دل او سرشار از عشق به مردم نباشد، باید در توحید او، در ایمان او و در عشق او به خدا تردید کرد.

- پیامبر عزیز ما عاشق ترین عاشق ها به ملت ها و به انسان ها بود. همه را دوست داشت حتی دشمنانش را.

سفرهای استانی و مقابله با طبقه ممتاز

- از اهداف اصلی سفرهای استانی برگرداندن دولت به ملت بود. دولت متعلق به ملت است.

- این حرکت در آغاز راه است میل به ممتاز شدن همواره هست و مقاومت می کند و اگر لحظه ای دولت و ملت غفلت کنند شرایط به سرعت تغییر خواهد کرد.

- ان شاء الله در ادامه ی کار گزارش های نظارتی از مسئولین مناطق مختلف برای اطلاع مردم منتشر خواهد شد تا تک تک مردم بدانند که ارزیابی دولت از مسئولین محلی چیست. نقاط ضعف کجاست نقاط قوت کجاست.

- در محضر امام رضا (ع) می خوام دوباره میثاق ببندم بدانید به فضل الهی تا جان در بدن دارم این اهداف رو پیگیری خواهم کرد و تحت هیچ فشاری ذره ای کوتاه نخواهم آمد.

زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست

دیوان شمس - حضرت مولانا

در مورد وضع بازار در چند ماه اخیر

- مطلب دوم درباره تحولاتی است که تو این چهار پنج ماه در بازار داخلی ما و در اقتصاد ما اتفاق افتاده است.

- به لطف خدا، با هوشمندی شما، با عنایات ویژه امام عصر (ع) طرح هدفمندی یارانه ها با موفقیت اجرا شد.

-از ابتدا نگران بودم که بدخواهان، ناجوانمردها، دشمنان ملت، این پیروزی را این عزت را بر نمی تابند.

- با کمک بیگانگان و بعضی عناصر داخلی در یک توطئه و اقدام ضد مردمی در بازار ارز و طلا که مطلقا ارتباطی به هدفمندی یارانه ها ندارد اخلال درست کردند.

- در سال گذشته بانک مرکزی بیش از همه ی سالهای تاریخ ایران، ارز در اختیار واردکنندگان، صادرکنندگان، تجار، مسافران و همه ی کسانی که دست اندر کار تجارت خارجی هستند قرار داده است. اما با یک شیطنت البته بسیار موذیانه، طراحی شده، بازار ارز و سکه رو به هم ریختند. با کمک بیگانگان.

- غربی ها با شعار تحریم آمدند. یک اقداماتی کردند در بیرون، بعضی راهها رو بستند، بهانه رو در اختیار اینها قرار دادند که به اون بهانه بازار رو مختل بکنند بعد بگن این به خاطر طرح هدفمندی یارانه هاست.

- مسئله ای که شما در بازار ارز و طلا دیدید حاصل یک توطئه مشترک داخلی و خارجی بود.

- شما می دانید که برخورد با این توطئه ها نیازمند به اطلاعات دقیق و سریع و در زمان مناسب است که متاسفانه دست دولت از این جهت خالی بود.

- ما نیروهای اطلاعاتی، عناصر اطلاعاتی مومن، هوشمند و توانمند فراوانی داریم، اما به عنوان مقدمه ی اون توطئه اومدند با طرح موضوعات فرعی، موضوعات کاذب، موضوعات دروغین، با طراحی پیچیده، ذهن و اندیشه عناصر اطلاعاتی ما را به حوزه های غیر اصلی و غیر واقعی معطوف کردند. در واقع غفلت ایجاد کردند تا بتونن توطئه خودشون رو اجرا بکنند.

- امروز دولت بر شرایط بازار مسلط شده است. بر این توطئه مسلط شده است. و با تمام توان در تلاش است تا این توطئه زشت را خنثی کند و ریشه کن کند. اعلام می کنم که بشنوند اونها، بشنوند، به لطف خدا دولت به پشتوانه شما خواهد رفت و شرایط بازار رو به قبل از این توطئه باز خواهد گرداند. امروز همکاران من مسلطند.

- از ملت عزیز خواهش می کنم یکی دو ماه یه مقداری مراجعه به بازار رو کمتر کنند، اون کالایی رو که فوری احتیاج ندارند اینو کنترل کنند تا توطئه ی عده ی نامرد و غیر مردمی که می خوان حرف دشمن را به کرسی بنشانند که گفته است تحریم موجب اخلال در اقتصاد است، ان شاء الله با کمک شما آرزوهاشونو به گور خواهند برد.

- در این کار انقلابی اکثریت قاطع کسبه، تجار، بازرگانان، صنعتگران همه همراهند. یه عده قلیل، اندک و بریده از مردم اونها می خوان با کمک بیگانه فتنه کنند، ملت رو در نیازهای اولیه، نیازهای زندگی تحت فشار قرار بدن. اما بدانند که به بیراهه می روند و این ملت بر همه اونها غلبه خواهد کرد به لطف خدا.

طرح تحول اقتصادی ادامه می یابد

- ما چند تا طرح تحولی داریم که اولیش هدفمندی یارانه ها بود. دومیش گمرکی بود که شروع شده است. امسال به لطف خدا بخش مالیاتی و بانکی هم آغاز خواهد شد. اصلاح پول ملی آغاز خواهد شد.

- ساختارها، روابط اقتصادی ما معیوب است. این ها باید اصلاح بشود.

- مجموعا طی این یک سال و چند ماه بیش از سی و یک ملیارد دلار صرفه جویی شده است.

- اگر خدای نکرده مسیر قبلی ادامه پیدا می کرد ما باید ظرف چهار پنج سال آینده همه نفت تولیدی خودمون رو در داخل مصرف می کردیم.

- با اجرای طرح هدفمندی درآمد بیست درصد پردرآمد جامعه نسبت به درآمد بیست درصد کم درآمد جامعه از دوازده برابر به حدود هشت برابر رسیده است. در حالیکه برای رسیدن به نقطه مطلوب باید این اختلاف به حداکثر دوتا سه برابر برسد. فاصله ها زیاد است. ده درصد اول درآمدی کشور پردرآمد، نسبت به ده درصد پایین جامعه نزدیک به سی برابر است که حالا با این هدفمندی پنج شش رتبه کاهش پیدا کرده است.

- صنعتگران عزیز ما دارن تلاش می کنند مصرف انرژی رو بیارن پایین، محصولات کم مصرف تولید بکنند. مردم عزیز صرفه جویی کردند، کارهای بزرگی انجام شد.

گروه اول اخلالگر

-بالاخره یک گروه از اصل مخالف بودن. دائما شایعه پراکنی می کردن، می گفتن پونصد درصد تورم، صد و پنجاه درصد تورم، تولید کشور خواهد خوابید، اقتصاد خواهد خوابید. ورشکست خواهیم شد.

- میان تو رسانه ها میگن بنزین قراره دو هزار تومن بشود(علی لاریجانی) همه ی بازار رو به هم می زنند، بهانه دست اخلال گران میدن. به دروغ. از اساس دروغ است. در پایان برنامه هدفمندی هم بنزین حداکثر به نصف این مقدار شاید برسد. میان میگن آقا دو هزار تومن خواهد شد، طوفان تورم در راه است. اقتصاد در حال متلاشی شدن است. اینها ادامه همون طراحی است.

- این قانون هدفمندی نباید هر روز عوض بشود. دولت یک برنامه ی ده ساله تنظیم کرده است. اما شما بدانید ظرف حدود یک سال بیش از پنج بار، بعد از اینکه این قانون شروع شده، داره اجرا میشه، قانون هی تغییر کرد، هی اصلاح شد، همه ش در جهت بستن دست دولت.

- دولت کجا می خواد گرون بکند؟ دولت می خواد ریشه گرانی ها را بخشکاند با اصلاح اقتصاد. عزیزان من، تمام این شایعات، هنوز ما سناریوی مرحله دوم رو نهایی نکردیم، هر روز تیتر میزنن. بنزین هزار و پونصد تومن، گاز انقدر، نفت انقدر و همه خلاف واقع. اینا برای این است عزیزان من، برای این است که از پیشرفت ملت ایران ناخشنودند.

گروه دوم اخلالگر

- ما با یه گروه دومی هم طرف هستیم. اون گروه دوم کسانی هستند که مسئولیت اجرایی ندارند. اما می خوان از موضع اجرا وارد بشن، و دخالت در اجرا کنند.

- میخوان یه پول درشتی رو تو یه حسابی بذارن بعد هی سفارش بفرستن، آقا به این بده به اون بده، آقای وزیر پولو ندادی صدات می کنیم پدرتو در میاریم. من می فهمم چه جوری است. پرونده یک کسی رو میزنن زیر بغلشون میرن پیش مدیرعامل بانک، که آقا باید پونصد ملیارد تومن به این وام بدی، میگه آقا این استحقاقشو ندارد، این بدهکار است، نمی شود. نمی شود؟ پدرتو در می آریم، مدیر عامل بانک رو تهدید می کنند، میکشونن به این جلسه به اون جلسه به این کمیسیون به اون نمی دونم کمیته.

- ده ملیارد بده به این، دو ملیارد بده به این، هشت ملیارد بده به این. ما پاسخمون این است، که آقا این پول مال ملت است. ما داریم از جیب ملت می گیریم، عادلانه توزیع بکنیم، قرار بر این بود، اونی که بیشتر مصرف می کند بیشتر بپردازد، تا توده های مردم که متعادل مصرف میکنند از دولت یارانه بگیرند.

- به لطف خدا، به لطف خدا، ان شاء الله این طرح به طور کامل و دقیق و در خدمت ملت اجرا خواهد شد.

حرف های سست سایت مزدور و سایت هتاک

سایت هتاک جهان نیوز و سایت مزدور رجانیوز هر کدام در مطلبی بسیار شبیه به هم که سفارشی بودن آنرا به ذهن متبادر می کند مذبوحانه و منفعلانه به مقابله با سخنان گهربار دکتر عزیز ما برخاستند.

http://www.jahannews.com/vdcji8e88uqe8hz.fsfu.html

http://www.rajanews.com/detail.asp?id=125885

انشاالله اگر لازم بود در مطلبی به طور مفصل به مزخرفات این دو یادداشت بسیار شبیه به هم خواهم پرداخت اما اجمالا در پاسخ به حضرات می گویم.

1- بله مقابله با اخلالگران اقتصادی در بازار سکه و ارز به مراتب دشوارتر از دستگیری امثال ریگی و یا دستگیری عوامل دون پایه موساد در ایران است. اگر کمی کله های خود را به کار اندازید خودتان خواهید فهمید.

2- تورم اخیر بعد از انجام مرحله اول هدفمندی بود و پس از اخلال در بازار سکه و ارز و تحریم تبلیغاتی نفت ایران توسط غرب. پس هیچ ارتباطی با مرحله اول طرح هدفمندی نداشت.

3- مرحله دوم طرح هم که هنوز اجرا نشده است تا شما مدعی شوید گرانی اخیر بابت اجرای آن است.

4- بالاخره طرح شما برای حل مشکلات و اصلاح ساختارها چیست؟ لطفا به جای گزافه گویی طرح عملی خود را برای هدفمندی یارانه ها و تحول اقتصاد ایران ارائه دهید.

5- شما در وضعی نیستید که بتوانید برای مردم دل بسوزانید. سران شما یعنی آقایان علی لاریجانی و غلامعلی حداد عادل از مرفهین جامعه هستند. این را که نمی توانید انکار کنید. اصولا آنها گران شدن مرغ و گوشت و شیر را تشخیص نمی دهند. از طرفی آنها بریده از محرومین هستند. با از ما بهتران نشست و برخاست دارند. و وضع مردم را از درون گزارش ها و بولتن ها دنبال می کنند. ما مردم دلسوزی منافقانه را تشخیص می دهیم. این دکتر عزیز ماست که همچون فقرای جامعه زیست می کند. گرانی را همچون توده مردم با پوست و استخوان خویش می فهمد. همنشین جز توده مردم ندارد. و پشتیبانی به جز همین مردمی که از گزانی رنج می برند ندارد. اوست که واقعا از گرانی متنفر است و از آن می رنجد.

گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست جعد یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

دیوان شمس - حضرت مولانا

6- اگر مرد هستید و خیلی شجاع تشریف دارد، از دارایی ها و محل زندگی و ماشین شخصی سرانتان، آقایان علی لاریجانی و حداد عادل سوال بفرمایید.

عنوان یادداشت آینده:

سخنی با وزیر محترم اطلاعات آقای مصلحی

خواهد بود. انشاالله


برچسب‌ها: احمدی نژاد, سکه و ارز, لاریجانی, بازار, گرانی, حداد عادل
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 1:23  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیةو النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

نمی دانم در مورد فیلتر سایت ندایی از درون چه باید گفت و چه باید نوشت و چگونه باید اعتراض کرد. آقای شریعت باید جایزه می گرفت نه اینکه ... . در این چند ماه گذشته مقاله ها و یادداشت هایی از آقای شریعت خواندیم که اگر موافق بودیم یا مخالف به پختگی، جامعیت، انصاف و متفکرانه بودن آن ناخودآگاه شهادت می دادیم. به نظر من ایشان از معدود جوانانی هستند که  یادداشتهای شان متکی بر منابع متقن و محکم و با استدلال کامل منطقی بود. ایشان مستند صحبت می کردند. مودب بودند و آزاداندیشی بالایی در سایت دوست داشتنی شان ایجاد کرده بودند.

ایشان جوانی متفکر و پرتلاش، شجاع و خوش فکر بودند. و سایت خوبشان به مرجعی مناسب برای آنهایی که اهل فکر هستند تبدیل شده بود.

واقعا باید از این همه تنگ نظری تاسف خورد. واقعا چه کسانی پشت این فیلترینگ نشسته اند؟ حقا و انصافا در مورد این برادر خوبمان اجحاف شده است.البته ادعا نمی کنم که همه نوشته های ایشان صد در صد صحیح و بی نقص بود و اصولا نباید از هیچکس چنین انتظاری داشت اما فکر می کنم خلا سایت ندایی از درون به این سادگی ها پر نشود. واقعا امیدوارم ایشان به شکلی دیگر به فعالیت مفیدشان ادامه دهند.

و البته بسیار امیدوارم و دعا می کنم که خدای نکرده خودشان فیلتر نشوند. 

آقای شریعت عزیز، واقعا خسته نباشید. خدا قوت.

یا علی

در ضمن

حسین نوبختی از فعالان رسانه ای حامی رییس جمهور ، پس از تعطیلات نوروز ناپدید شد و پس از دوهفته پیگیری مشخص شد توسط حفاظت اطلاعات قوه قضاییه بازداشت شده و علی رغم اینکه قاضی منصوری قرار وی را به وثیقه تبدیل کرده ، جعفری دولت آبادی ، دادستان تهران با تبدیل قرار مخالفت کرده و نوبختی باید در بازداشت بماند. نوبختی در حوادث سال گذشته و ماجرای موهوم جریان انحرافی هشت ماه تحت تعقیب بود که نهایتا با تضمین امنیتی به زندگی عادی خود برگشت اما بلافاصله پس از انتخابات اسفندماه و آرام شدن اوضاع بازداشت شد.
نوبختی دارای همسر و فرزند خردسال است و خانواده وی طی سال گذشته فشار روانی سنگینی را متحمل شده است.
از قوه قضاییه می خواهیم حال که تمام دشمنان رییس جمهور آزاد هستند ، حامیان معدود وی را زندانی نکند.

از دوستان احمدی نژادی می خواهیم با انتشار این متن در وبلاگهایشان قدمی بردارند تا نوبختی بی گناه به آغوش خانواده خود بازگردد.


رهبر انقلاب نیز در سخنان نوروزی‌شان در حرم رضوی گفتند: «این رسانه‌هاى الکترونیکى و اینترنتى متأسفانه موجب شده است که افراد بى‌محابا علیه یکدیگر حرف بزنند، بد بگویند. باید از طرف مسئولین کشور براى این هم یک جورى تدبیر بشود. ولى عمده این است که خود ما مردم، خودمان را مقید کنیم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقید کنیم به قانون. حالا این حرف من بهانه‌اى نشود براى اینکه یک عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غیور کشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى کشور را فرزندان خودم میدانم و پشت سر آنها قرار میگیرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غیور حمایت می‌کنم…»
برچسب‌ها: شریعت, ندایی از درون, فیلتر, حسین نوبختی
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:23  توسط محمد مهدی  | 

عمله های سیاسی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیةو النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.


عمله های سیاسی بهترین تعبیری است که می توان برای امثال زاکانی، توکلی، نادران، فدایی و ... به کاربرد.

عمله نه به  معنی کارگری آن، زیرا کارگری شغل شریفی است. برخلاف شغلی هایی که برخی سیاسیون دارند. این گروهک حراف و پرمدعا راه بدی را برای غلطک زدن ریاست جمهوری قالیباف انتخاب کرده اند. یعنی تخریب رییس جمهور.

گرانی و اخلال در بازار ارز

مثلا در تبلیغات انتخاباتی شان مدام دولت را در گرانی های اخیر مقصر جلوه داده و می خواهند همه کاسه کوزه ها را بر سر دکتر احمدی نژاد بشکنند. جالب است که حتی یک کلمه در مورد اخلال در بازار سکه و ارز سخنی به میان نمی آورند. درست است که اجرای قانون هدفمندی ممکن است تبعات منفی کوتاه مدت یا میان مدتی هم داشته باشد اما آیا اخلال در بازار سکه و ارز توسط عده ای از ما بهتران هیچ اثری در بهم خوردن بازار نداشته است؟

براستی آیا لازم نبود تا به جای طرح سوالاتی خنده دار و بی اهمیت در مجلس از رییس جمهور در مورد پشت پرده اخلال اخیر اقتصادی سوال می شد تا ایشان با فراغ بال بیشتری بتوانند برخی حقایق ناگفته را شرح دهند؟

حسین بصیرت

آقایان زاکانی و توکلی و نادران و نجابت می توانند از منشا اخلال در بازار سکه و ارز از رییس روزنامه کیهان سوال کنند. جناب حسین شریعتمداری ظاهرا اطلاعات کافی در مورد آنها دارند. منظور همان 50 نفر بهایی و انجمن حجتیه ای هستند که به قول جناب شریعتمدار یکی از آنها به تنهایی 17 تن طلا را احتکار کرده بود.

http://www.aryanews.com/lct/fa-ir/News/20120131/20120131115544949.htm

ظاهرا سیاستمداران و اقتصادیون مجلس میلی به شنیدن این اطلاعات ارزشمند ندارند.

گروهک بی برنامه

این گروهک اصواگرا برای مقابله با گرانی نسخه ای تجویز می کند که برادران و خواهران اصلاح طلبشان برای مقابله با چالش های سیاست خارجی تجویز می نمایند. خودکشی از ترس مرگ.

خودکشی از ترس مرگ

آنها هر سیاستی که دولت برای سازنگی یا تحول اقتصادی که به کار بگیرد و برای آن مجبور به پرداختن نقدینگی باشد را باعث تورم شمرده و دولت را مقصر جلوه می دهند. بالاخره دولت باید چه کند؟ طرح های عمرانی را اجرا نکند زیرا پول وارد جامعه می شود؟ طرح تحول را پیگیری نکند چون صنایع تحت فشار قرار گرفته و برای بالا رفتن قیمت کالاهایشان با دولت می جنگند؟ حقوق کارگران و معلمان و کارمندان دولت و بازنشستگان را افزایش ندهد چون قدرت خریدشان بیشتر شده و پول دستشان می آید و گرانی میشود؟ برای پژوهش و تولید تسهیلات ارزان در نظر نگیرد؟ یارانه ها را عادلانه توزیع نکند؟

هنر دولت این است که این سیاست های صحیح را اجرا کند و در کنار آن با گرانی نیز مبارزه نماید.

در سیاست خارجی هم دوستان شان در جناح چپ همین خودکشی از ترس مرگ را پیشنهاد می کردند. دولت نباید حقوق هسته ای ملت را پیگیری کند زیرا غرب فلان و بهمان می کند. دولت نباید عمق استراتژیک ایران را به کنار مرزهای اسراییل بکشاند و غزه و لبنان را بی خیال شود زیرا اسراییل ناراحت شده و اربابش آمریکا را به جان ایران می اندازد. ایران نباید موشک های دوربرد بسازد و توان نظامی خود را باید نابود کند زیرا باعث وحشت غرب و دوستان منطقه ای شان می شود و آنها روابطشان را با ما تیره می کنند.

اینجا هم هنر دولت این است که در کنار انجام این سیاست های صحیح با تبعات منفی آن در عرصه خارجی و جنگ رسانه ای مقابله کند و تبعات منفی آنرا کنترل نماید.

به هر حال اجرای هر سیاستی چه درعرصه اقتصادی و چه در عرصه بین المللی تبعات منفی و هزینه هایی دارد که باید به حداقل رسیده و کنترل شود.

بماند که در اجرای همه این سیاست ها و در کنترل تبعات همه این سیاست ها دولت نه فقط تنها بوده بلکه با اخلال گروهک های سیاسی و اقتصادی در داخل کشور هم دست و پنجه نرم می کرده است.

منابع مالی

این گروهک منابع مالی خود و دارایی های شخصی خود را اعلام کنند. مثلا جناب آقای حدادعادل رییس آینده مجلس نهم و جناب آقای نادران رفیق شفیق آقای توکلی محل زندگی، قیمت منزل و نوع اتومبیل شخصی شان را اعلام نمایند و البته جناب آقای علی لاریجانی نیز هکذا.

هزینه این تبلیغات گسترده و این رسانه های رنگارنگ آقایان از کجاست؟ تبلیغات رنگارنگی که شباهت زیادی به تبلیغات سردار دکتر قالیباف دارد.

سخنی با آقای توکلی

آقای توکلی ما از شما انتظار دیگری داشتیم. قبول کنید که تبدیل به عمله ای برای به قدرت رسیدن قالیباف ها شده اید. قبول کنید که بعد از ناکامی دربه قدرت رسیدن از سال 84 تبدیل به عمله ای بی جیره و مواجب برای آقای هاشمی گشته اید. قبول کنید که به دام حسادت به دکتر عزیز ما افتاده اید.

آقای توکلی، این خود شما بودید که فهمیدید توان مقابله با مافیای قدرت و ثروت را ندارید، درنتیجه از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 انصراف دادید (بقیه حرف ها بهانه ای بیش نیست)و اگر دکتر احمدی نژاد عزیز نبود ما حالا بازهم باید سایه تاریک هاشمی و هاشمیون را بر کشور تحمل می کردیم.

آقای توکلی، آیا وقت آن نرسیده است که برای همیشه سیاست را کنار بگذارید. شما پیر شده اید و متاسفانه حسد و کینه در شما قویتر شده و نفس در شما تقویت گشته است. راستی از کمردردتان چه خبر؟ فکر نمی کنید بیشتر شدن درد کمرتان به خاطر کشیدن بار اینهمه شانتاژ و بازی های رسانه ای که 6 سال علیه دولت مردمی به راه انداخته اید باشد؟ آقای توکلی، کمر شما ناتوان است. شما و دوستانتان پیر و فرسوده اید. سیاست های اقتصادی و رسانه ای تان بدرد نمی خورد. مراقب بازی روزگار باشید. ممکن است خدای نکرده روزگار به خاطر اینهمه ناجوانمردی کمرتان را بشکند. این بیت را از مولانا همیشه به خاطر داشته باشید.

 ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز     از روی حقیقتی نه از روی مجاز


نکته آخر

این گروهک باید بداند تاریخ مصرف دارد. تاریخ مصرف برای باندهای قدرت و ثروت. مافیا پس از استفاده کامل آنها را همچون دستمالی مصرف شده به زباله دانی پرتاب خواهد کرد. از ما گفتن.




برچسب‌ها: دکتر احمدی نژاد, توکلی, نادران, زاکانی, نجابت
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391ساعت 21:42  توسط محمد مهدی  | 

ایام فاطمیه (علیها سلام) تسلیت باد

 

امام خامنه ای: اگر محبت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و عشق جوشان به این عناصر الهى و ربانى نمی بود، مسلّماً جریان شیعه با همه‌ى معارف مستحکم آن، در طول زمان و تاریخ، در میان این همه دشمنى باقى نمی ماند.

 

دکتر احمدی نژاد: اول مظلوم عالم زهرا (علیها سلام) است و مظلوم تر از او كسي نيست. خيلي ها فكر مي كردند مگر مي شود جانشين پيامبر(ص) و دختر پيامبر مظلوم باشند اما آن بزرگان در اوج قدرت، اوج مظلوميت را تحمل مي كردند اما دل ها بايد براي مظلوميت فرزند فاطمه(س)، حضرت ولي عصر (عج) بسوزد كه در اوج هياهوي دنياطلبان و در عصر ما مظلوم ترين مظلوم ها است.
برخي ها به نام مسلماني از نام امام عصر (عج) وحشت دارند و در برابر بردن نام آن امام (عج) ، تمسخر و توهين مي كنند. 

اما دنيا بايد بداند اگرچه مظلوميت، ارثيه حضرت زهرا (س) است، ملت ايران مظلوميت فاطمي، علوي و حسيني را به افتخار تمجيد قدرت هاي بزرگ نخواهد فروخت.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1869874

 


برچسب‌ها: مظلومیت, علوی, حسینی, احمدی نژاد, فاطمیه
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 14:39  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیةو النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

مدعیان و گرانی های اخیر

اگر افرادی را ببینیم که بدون توجه به مقدمات تورم و بدون اعتراض به زمینه سازهای گرانی های اخیر به اصل وجود گرانی اعتراض می کنند آیا اعتراضشان به گرانی فایده ای دارد؟

اگر افراد و شخصیت هایی را ببینیم که خود در رفاه زندگی می کنند، از سطح متوسط زندگی مردم، کمی تا قسمتی دوراند وعملا بالا رفتن قیمت کالاها را در زندگی خود احساس نمی کنند، آیا باز هم  می توان اعتراض شان به گرانی را جدی گرفت؟

نکته مهم: لطفا رییس محترم مجلس هشتم جناب آقای علی لاریجانی و رییس آینده محترم مجلس نهم جناب آقای حداد عادل میزان دارایی هایشان را به رسانه ها و مردم اعلام کنند. مثلا اینکه ماشین شخصی شان چیست و منزلشان در کدام منطقه تهران است.

تریبون های مقدس

اگر ببینیم عده ای در تریبون های مقدس به ثروتمندانی که برای بالا بردن قیمت کالاهایشان هر روز با دولت می جنگند اعتراض نمی کنند بلکه گاهی با ندانم کاری هایشان یا خدای نکرده دلایل دیگر، آنها را در مصاف با دولت تقویت می کنند، آیا نباید مورد تذکر قرار بگیرند؟

ماجرای سکه و دلار را همه به یاد داریم و مصاحبه کذایی آقای اسد الله عسکر اولادی را که افاضه فرموده بودند تا شش ماه دیگر در ایران قحطی خواهد آمد، همان مصاحبه ای که به شکل کاملا اتفاقی با تحریم نفتی ایران توسط اروپا همزمان شده بود و البته بازهم به شکل کاملا اتفاقی با انتخابات مجلس نهم.

چرا این آقایانی که امروز از تریبون های مقدس به دلیل بالا رفتن قیمت برخی از کالاها برای مردم دلسوزی می کنند(که البته اصل دلسوزیشان مورد تایید است) آنزمان کوچکترین اعتراضی کردند؟

مدعیان اقتصاد

اگر مشاهده کنیم که برخی از معترضین به گرانی اصولا تنها راهکاری که برای مبارزه با گرانی ارائه می دهند توقف اجرای فاز دوم طرح تحول اقتصادی است، آیا باز هم می شود جدی شان گرفت؟ به راستی چرا این طرح باید باعث گرانی غیر معقول شود؟ یارانه ای که تا دیروز به صنایع و کشاورزی داده می شد و سپس به جامعه می آمد امروز مستقیم به دست مصرف کننده می رسد و به شکل دیگری به جامعه وارد می شود. پس حتی یک ریال نقدینگی اضافه به جامعه وارد نشده که دوباره مدعیان اقتصاددانی بیماری هلندی را عامل گرانی بدانند.

اصولا چرا این آفایان هیچگونه اعتراضی به اخلالگران اقتصادی که در بازار سکه و ارز جولان می دادند نداشتند؟ مگر رییس محترم دستگاه قضایی قرار نبود با این اخلالگران برخورد نمایند پس چه شد؟

حسین بصیرت

مگر جناب حسین خان شریتمداری عزیز نفرمودند که عده ای 50 نفره از بهایی ها و انجمن حجتیه ای ها در بازار سکه و ارز اخلال کردند و یکی از آنها به تنهایی 17 تن طلا را خرید و احتکار کرد.

http://www.aryanews.com/lct/fa-ir/News/20120131/20120131115544949.htm

 خب جناب بصیرتمدار، این اطلاعات ناب و ارزشمند را خدای نکرده نمی خواهید که با خود به دیار باقی ببرید، بازهم می گویم خدای نکرده. پس لطفا و به خاطر خدا آنها را به نهادهای امنیتی و قضایی که کاملا اتفاقی از دوستانتان هستند ارائه دهید، شاید فرجی شد.

 

سکوت در برابر افزایش نرخ سود بانکی

همه شاهد بودیم که در هنگامه فشار علیه دولت برای بالا بردن نرخ سود بانکی که خود از عوامل افزایش نرخ تورم می باشد و به شکل مستقیم و غیر مستقیم گرانی را به همراه می آورد، از این آقایان محترم صدایی به گوش نرسید. گیریم بال رفتن سود بانکی اشکال شرعی ندارد آیا باعث گرانی هم نمی شود؟

دکتر احمدی نژاد در برابر گرانی

البته مبارزه با گرانی از وظایف و دغدغه های دکتر احمدی نژاد است. این بنده خداست که سطح زندگی اش از متوسط جامعه هم پایین تر است. به همان حقوق استاد دانشگاهی اش اکتفا کرده(با عرض پوزش از رسانه های قالیبافی که همین حقوق را هم زیادی اش می دانند).

آخر یکی نیست از این تریبون دارهای مقدس و از این اصولگرایان همه چیزدان و از این رسانه های دشمن شکن زنجیره ای بپرسد مگر دکترعزیز ما از گرانی نفعی میبرد؟ این بنده خدا که بجز مردم و رهبر این مردم پشتوانه ای ندارد که بخواهد با درست کردن گرانی آنها را هم از دست بدهد. این بنده خدا که به جایی وصل نیست. دکتر ما پابرهنه تر آنی است که کفش داشته باشد و تازه در کفشش ریگی هم پنهان کرده باشد. از ما بهتران هم که از روز اول با او کج افتاده بودند. به نظر شما آیا ممکن است دیگرانی از این گرانی ها نفع مادی و سیاسی ببرند؟ باید منتظر ماند.

ختم کلام

دکتر عزیز ما می داند چگونه هم با تورم مبارزه کند و هم طرح تحول اقتصادی را به پیش ببرد. لطفا برخی مراقب دنیا و آخرت خود باشند و در دام طراحان و سودبرندگان از گرانی نیافتند.


برچسب‌ها: احمدی نژاد, گرانی, مقدس, شریعتمداری, سود بانکی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 22:24  توسط محمد مهدی  | 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیةو النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

روایت دروغین

 

یا حفیظ و یا رقیب

 

به نظر من برای فهمیدن همه زوایای ماجرای دورکاری دکتر احمدی نژاد تا روزی که ایشان خود به سخن بیایند باید صبر کرد. با این وجود و با توجه به جایگاه رییس جمهور و تقابل ایشان با جناح راست مذهبی می توان به تحلیل این ماجرا پرداخت.

حق دکتر احمدی نژاد

دکتر احمدی نژاد رییس جمهور مسئولی است. او برای کارکردن و حل مشکلات آمده است. او نیامده تا مدتی را به حرف مفت زدن و بازی کردن و ژست گرفتن بگذراند. شریک دزد شود و رفیق قافله. به مجرد اینکه برای حل مشکلات با مانعی روبرو شد حجت را برای کارنکردن بر خود تمام شده بداند و به تفریح و بازی بپردازد.

در نتیجه انتخاب همه وزرا، برکناری همه وزرا در هر زمانی که مناسب تشخیص دهند(حتی وزیر اطلاعات) و به هرشکلی که لازم بدانند، و در صورتی که تشخیص دهند وجودشان در مسئولیت باعث ضرر به مردم و نظام باشد، استعفا از مسئولیت، قسمتی از حقوق قطعی ایشان است.

البته قانونا و شرعا استفاده از همه این حقوق باید با توجه به مصالح عالیه نظام و جایگاه ولایت فقیه صورت گیرد.

جایگاه رییس جمهور

حاکم در نظام جمهوری اسلامی ولی فقیه جامع الشرایط می باشد. تعیین مصالح نظام و نظارت عالیه بر قوا از مسئولیت های ایشان بوده و رییس جمهور به عنوان مجری اصلی سیاست های نظام پس از تایید شورای نگهبان و با انتخاب مردم توسط رهبری منصوب می شوند. محض اطلاع برخی حضرات جناح راست مذهبی، رییس جمهور تنها رییس دولت نیست بلکه  با کمک قوای دیگر مسئول پیشبرد اهداف عالیه نظام بوده و برای این منظور همه قوا و نهادهای دیگر باید با ایشان و دولت هماهنگ باشند.

ریاست رییس جمهور بر شورای عالی امنیت ملی نشانه این است که نظام، نهادهای نظامی و امنیتی، قضایی و تقنینی خارج از دولت را به هماهنگی با رییس جمهور موظف کرده و حضور نماینده ایشان در شورای نظارت بر صدا و سیما نشانه وجوب تاثیرگذاری رییس جمهور بر این نهاد حاکمیتی غیر دولتی است. رییس جمهور همزمان رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی است و این ریاست وظیفه پیشبرد سیاست های فرهنگی نظام را نیز عملا بر عهده ایشان قرار داده است.

وقتی اجرای قانون اساسی بر عهده رییس جمهور گذاشته شده پس اختیارات ایشان فراتر از ریاست بر دولت بوده و نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی توسط قوای دیگر از مسئولیت های رییس جمهور می باشد. رییس جمهور در ایران عملا نماد اصلی مردم سالاری دینی بوده و مجری اصلی سیاست های نظام و در وسط میدان برای حل مشکلات مردم می باشند. پاسخگوی اصلی در همه امور اجرایی چه اقتصادی، چه امنیتی، چه فرهنگی و چه سیاسی رییس جمهور است. و این قوای دیگر هستند که باید خود را با رییس دولت و دولت هماهنگ کنند و نه بالعکس. تمام این موارد در سخنان رهبری معظم قابل دسترسی است و روح قانون اساسی ایران بر همین موارد دلالت دارد. به این ترتیب رییس جمهور بازوی اصلی مردم و رهبری برای پیشبرد سیاست های نظام می باشند.

قوانین نانوشته و تهوع آور تکفیری ها

عده ای در جناح راست مذهبی به علت برداشت صد در صد غلط خود از دین و ولایت فقیه و شاید هم به دلیل منافع مادی حقیر خود مدام و با لطایف الحیل قصد دارند خود را به نام رهبری مبسوط الید و خارج از حیطه اختیارات رییس جمهور قرار دهند. آنها برای فرار از نظارت و برای فرار از کارکردن و اجرای وظایف و مسئولیت های خود مدام خود را به دفتر رهبری می چسبانند.

روایت دروغین

نمی دانم در ماجرای دورکاری دکتر به یاد دارید که شایعه ای زبان به زبان می گشت. شروط دکتر برای رهبری معظم انقلاب.

از زبان افراد زیادی شنیدم که دکتر برای اینکه استعفا ندهد شروط چهارگانه ای را برای رهبری معظم گذاشته بودند.

1- انتصاب آقای مهندس مشایی به معاونت اول ریاست جمهوری

2- برکناری آقای سعید جلیلی از دبیری شورای عالی امنیت ملی

3- برکناری آقای مصلحی از وزارت اطلاعات

4- گرفتن تضمین برای تایید صلاحیت آقای مهندس مشایی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده.

 

واقعا دلم می خواهد روزی بفهمم این شایعه پراکنان چه کسانی بودند.

تحلیلها را بردند به این سمت كه بله، ... رییس جمهور حرف رهبری را گوش نکرده است!

سخنان امام خامنه ای در جمع مردم فارس


برچسب‌ها: دورکاری, احمدی نژاد, جناح راست, مشایی, مصلحی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 1:55  توسط محمد مهدی  | 

سلام به صلح، سلام به عشق


نفرین به جنگ، نفرین به ظلم، دنیا که دنیا نیست زندونه

سلام به صلح، سلام به عشق، بی عشق از دنیا چی میمونه؟


دانلود ترانه سلام به صلح با صدای محسن چاووشی از آلبوم دلصدا.

جهت داشتن کیفیت عالی این نوا سی دی اورجینال آن را خریداری نمایید.


برچسب‌ها: صلح, عشق, جنگ, ظلم
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 19:50  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیةو النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

تکرار حماسه دانشگاه کلمبیا

 ای یک تنه صد سپاه و ارتش، ای مرد       وی حافظ هر اصول و ارزش، ای مرد 

 

یکی نبود از این حضرات اصولگرا و اصلاح طلب بپرسد چه اصراری داشتید که دست در لانه زنبور کنید؟ چرا آزموده را بار دیگر آزمودید؟ نکند خیال کردید از طراحان سناریوی دانشگاه کلمبیا باهوش تر و دریده تر هستید؟

چهره لی بولینجر، رییس دریده دانشگاه کلمبیا هنگام شنیدن پاسخ های دکتر احمدی نژاد

 

 

چهره حضرات هنگام شنیدن پاسخ های دکتر احمدی نژاد

 

به نظر من یکی از مهمترین قسمت های پاسخ دکتر احمدی نژاد فقرات پایانی سخنان ایشان در مورد عماکرد خود مجلس هشتم و فراموش شدن نقش نظارتی آن در برابر ارگان ها و نهادهای دیگر غیر از دولت بود(خصوصا شهرداری تهران و شهرداری های دیگر).

http://nedaiedaroun.com/republic-islamic/85-the-day-of-nightmare-of-the-authoritarians.html#JOSC_TOP

به نظر من این سوال و جواب فتح باب مرحله ای جدید از مبارزه است. همانطور که می دانید حامیان دولت به دلایل مختلف در مجلس آینده نیستند. این مسئله تهدیدی است که می تواند به فرصتی بزرگ برای دکتر تبدیل شود. باید پذیرفت که اصولگراها و مجالس هفتم و هشتم وبال گردن دکتر و عدالتخواهان بودند. هزینه کوتاهی ها، بی عرضه گی ها، دروغ گویی ها، انحراف ها و احیانا خیانت های آنها با دکتر احمدی نژاد سرشکن می شد. گارد دکتر نیز در مقابل آنها باز و آسیب پذیر بود.  

اما از امروز و با لطف و دستگیری الهی، دکتر احمدی نژاد با گاردی بسته به مصاف حضرات اصولگرا، با همه طیف ها، باندها و تفکراتشان خواهد رفت.  

انشاالله یوم الفصل با جناح راست مذهبی نزدیک است. همانهایی که با نام  جریان انحرافی گرگ بودن خود را به عالم نمایش دادند. از امروز هرکسی مسئول کار خویش است.

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند                   چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

  مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس                        توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

(حضرت حافظ)

 


برچسب‌ها: اصولگرا, اصلاح طلب, احمدی نژاد, مجلس, کلمبیا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 15:27  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیةو النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه. 

دکتر احمدی نژاد و سوالات رای نیاوردگان

به نظر من ماجرای سوال عده ای از نمایندگان از رییس جمهور عزیزمان دکتر احمدی نژاد با هدف کشاندن ایشان به حمله ای زود رس و بی موقع به مافیا طراحی شده است.

سوال کنندگانی که اکثریتشان از راهیابی به مجلس بازمانده اند را نمی توان از عوامل حتی درجه چندم جبهه مقابل دولت به حساب آورد. عموم آنها قربانی فضای مسموم رسانه ای جناح راست مذهبی هستند که با اسم رمز جریان انحرافی علیه دولت به راه افتاد.

به نظر من دکتر احمدی نژاد حریف اصلی را می شناسد. حریف اصلی ایشان و همه عدالتخواهان این نمایندگان مجلس نیستند حتی اگر نقش پادوهای حریف اصلی را بازی کنند.عنصری ساده لوح به نام علی مطهری بیشتر مایه خنده است و نباید زیادی او را جدی گرفت. حتی کینه توزانی مثل توکلی و زاکانی و باهنرهم حرف چندانی برای گفتن ندارند.

سوال هایی برای خندیدن

آقایان پس از چهار سال صرف وقت و انرژی نمایندگی، مشتی مزخرفات را که هزاران بار توسط برخی از رسانه های لجن پراکن اصولگرا به عنوان مسائل اصلی کشور طرح گردیده و به همه آنها پاسخ داده شده به عنوان سوال از رییس جمهور طرح کرده اند.

http://ali70.com/9004

ملت را چه فرض کرده اند؟

براستی آنها ملت را چه فرض کرده اند؟ پرسش از آزادی عمل باندهای اخلالگر اقتصادی که تازه ترین نمونه آن را در فضاحت سکه و ارز شاهد بودیم، پرسش از بی دفاع ماندن دولت در برابر موسسات مالی- اعتباری و بانک های مثلا خصوصی برای بالا بردن نرخ بهره، پرسش از سنگ اندازی های مکرر بانک ها و رسانه ها در برابر سیاست ارائه تسهیلات ارزان قیمت برای تولید و کشاورزی و ایجاد اشتغال، پرسش از میزان توفیق دولت در مبارزه با قاچاق کالا و اصلاح گمرگات و سیطره بر همه اسکله ها و مبادی ورود و خروج کالا، پرسش از چرایی عدم حمایت از دولت برای اجرای سریعتر و ارزان تر طرح مسکن مهر، پرسش از چرایی معطل ماندن اجرای طرح ملی باغشهرها، پرسش از برنامه های فرهنگی و اجتماعی دولت برای ترویج ازدواج و مبارزه با طلاق و تحکیم خانواده، پرسش از برنامه های فرهنگی و اجتماعی دولت برای نزدیکی بیشتر لایه های مختلف اجتماعی، پرسش از میزان موفقیت دولت در مبارزه با تجار مواد مخدر و توزیع کنندگان آن در داخل کشور، پرسش از چرایی تنهایی دولت در برابر ابرسرمایه دارهایی که مدام با زالوصفتی به دنبال تحمیل تورم های کاذب به بازار هستند، پرسش از ابربدهکاران بانکی و نوع تعامل دولت با آنها، پرسش از موانع پیش روی دولت برای اجرای فاز دوم طرح هدفمندی یارانه ها و ده ها پرسش دیگر مورد مطالبه مردم ایران است. و البته اگر حسن نیتی برای کمک به دکتر عزیز دیده شود حتما ایشان به همه این سوالات شفاف پاسخ می دهند. اما ...

کمی بخندیم

وقتی متکی برای ماندن در صندلی وزارت، با رییس جمهور بازی موش و گربه راه می اندازد خب ممکن است دمش لای تله گیر کند. به خدا دکتر عزیزمان خیلی صبر دارد. من اگه جای او بودم وقتی می خواستم بعضی از وزرای مفنگی و بی عرضه جناح راست مذهبی را از دولت کنار بگذارم یک تو سری هم به هرکدامشان می زدم و یک اردنگی هم نثارشان می کردم و دوتا حرف کلفت هم بارشان می کردم( همه اش شوخی بود برای خنده ).

یا مثلا دورکاری دکتر به این آقایان چه ربطی دارد؟ مهم این است که همان روزها رهبری معظم(مدظله) هرگونه دوگانگی بین خود و رییس جمهور را رد کردند و دکتر هم به سرکار خود برگشتند و وفاداری خود را به ولایت فقیه این یادگار گرانسنگ امام سفرکرده مان، اعلام نمودند، واقعا که بعضی ها با هدایت مافیا کاسه داغ تر از آش شده اند و به خیال خام خود قصد دو به هم زنی دارند.

در مورد مکتب ایران آقایان اصلا به مهندس مشایی امکان نمی دهند تا حرف های خود را بزند. حالا از رییس جمهور می خواهند بیاید تا به جای مشایی در مورد مکتب ایران توضیح دهد آنهم در مجلس!.

چرا فقط سوال از دولت

یکی نیست از این نمایندگان شجاع بپرسد مگر همه امکانات نظام در دست دولت است؟ مگر فقط دولت نیاز به نظارت دارد؟ چرا قوا و نهادهای دیگر از نظارت مجلس معافیت دائمی داشته و خیالشان از مجلس راحت است؟ براستی عملکرد مشعشع قوه قضاییه در وظایف محوله قانونی مورد رضایت مجلس بوده است؟ نهادهایی که در اقتصاد وارد شده اند و برای خود بانک زده و موسسه مالی اعتباری راه انداخته اند و در صنعت و تجارت دست دارند نیازی به نظارت مجلس ندارند؟ آستان های مقدس که دارای درآمد و فعالیت های اقتصادی و اجتماعی هستند چرا مورد لطف نظارتی مجلس قرار نمی گیرند؟ بنیادها و سازمان های متعدد چطور؟ آنها نیاز به سوال و نظارت مجلس نداشتند؟

سیاست صبر و انتظار

من اطمینان دارم که با کمک خدا و هدایت های آقا درست ترین تصمیم از سوی دکتر عزیز در پاسخ به این سوال های آب دوغ خیاری  اتخاذ خواهد شد. اما به نظر من باید سنجیده عمل کرد. یادتان می آید که توکلی در روزهای آغازین دولت نهم برای اعلام اسامی مفسدان اقتصادی از سوی رییس جمهور زنجیر می جویید. به نظر من مافیا می خواست با این کار دکتر پیش از موعد براندازی دولت را علنی کند. حالا هم شاید زمان برخورد نهایی نرسیده باشد. سیاست صبر و انتظار و سکوت الهام بخش وحدت سیاست خوبیست تا روزی که جامعه به آگاهی مناسب برسد و طرح های اصلاحی دولت به مرحله بدون بازگشت نزدیک شود. والله اعلم.

 والامر الی الله


برچسب‌ها: مجلس, سوال, رییس جمهور, احمدی نژاد, مافیا
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1390ساعت 22:38  توسط محمد مهدی  | 

یا حفیظ و یا رقیب

 

 

 

 

ای دریده پوستین یوسفان                              گرگ برخیزی از آن خواب گران

گشته گرگان یک به یک خوهای تو                    می درانند از غضب اعضای تو

آن سخن های چو مار و کژدمت                        مار و کژدم گردد و گیرد دمت

حشر پر حرص خس مردارخوار                         صورت خوکی بود روز شمار

سیرتی کان در وجودت غالب است                   هم بر آن تصویر حشرت واجب است


برچسب‌ها: گرگ, یوسف, حشر, خوک, سیرت
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 21:56  توسط محمد مهدی  | 

چه باید کرد

ظاهرا در بازی سیاست ایران همه سهم دارند بجز احمدی نژادی ها. برای من مثل روز روشن است که اگر آقای خاتمی یا حتی موسوی نیز کمی کرنش می کردند و پوزش می طلبیدند وارد بازی می شدند. آنها خود به دعوت های مکرر پاسخ ندادند وگرنه حالا باید لیست اصلاح طلبان پیشرو نیز به سناریوی شوم اضافه می گردید. آقای هاشمی هم که اصلا نیاز به کرنش و پوزش نداشتند. فرش قرمز جلوی پای ایشان پهن بوده و هست. ایشان نیز خودشان صلاح ندیدند تا همچون پروژه براندازی سال 88 شخصا در میدان حاضر باشند و ترجیح دادند تا زحمت کار را دوستان اصولگرایشان بکشند. ظاهرا پروژه انگلیسی حذف دکتر احمدی نژاد عمیق تر از آن بود که فکر می کردم.

از مجلس هفتم تا مجلس نهم

باید پذیرفت که مجالس پس از انقلاب هرگز در خدمت مبارزه با فساد و مافیا نبوده اند. براستی شما چه کارنامه موفقی از مجالس پس از انقلاب در جهت مبارزه با یک درصدی ها دارید. مجالس هفتم و هشتم هم با همه فراز و فرودهایشان در موارد زیادی در برابر منتخب ملت قرار داشتند. شاید تقدیر الهی روزی اینچنین رقم زند تا دکتر عزیزمان فرصت بیان ناگفته هایی از 6 سال دست و پنجه نرم کردن خویش را با مجالس اصولگرای هفتم و هشتم بیان نمایند.

خوشتر آن باشد که سر دلبران   گفته آید در حدیث دیگران

دو ناگفته از وزیر سابق بازرگانی و نفت در دولت دکتر احمدی نژاد و کاندیدای امروز دو جبهه اصولگرا در برنامه پارک ملت شبکه یک باید برق از سر خیلی ها بپراند اما هوا بس ناجوانمردانه سرد است و وجدان ها یخ زده است.

http://snn.ir/print-13901203049.aspx

میرکاظمی گفت: خشکسالی شده بود. تولید گندم کشور که عموما دیم است از 11 ملیون به 2 ملیون تن رسید. ما برای واردات گندم از مجلس مجوز خواستیم. مجلس مجوز نداد. 15 استان کشور با خطر نبود گندم مواجه شد. از رهبری اجازه گرفتیم و گندم وارد کردیم (به عبارتی مجلس دور خورد).

میرکاظمی ادامه داد، مجلس تصویب می کند که از فردای روز تصویب طرح کذایی بنزین در سال 86، دولت حق واردات بنزین ندارد و باید فقط با تولید بنزین داخل، کارت های مردم را شارژ کند. این به معنای این است که مردم ناگهان و یک شبه 20 درصد از محتوای بنزین کارت خود را از دست می دادند. از طرفی به علت اکتان بالای بنزین تولید داخل در سال 86 بنزین مورد نظر بدون مخلوط شدن با بنزین سوپر با اکتان پایین وارداتی قابل استفاده نبوده و به شدت به محیط زیست شهرهای ایران آسیب می رساند. این قانون چون غیر قابل اجرا بود در نتیجه توسط دکتر اجرا نشد اما فریاد وا قانونای عده ای وکیل المافیا با کمک ماشین بی رحم رسانه ای جناحین گوش ها را کر کرد.

دکتر کاظمی با ساده اندیشی این دسیسه ها را لجبازی مجلس می خواند اما آیا به نظر شما این نامردمی ها جز با هدف براندازی دولت اجرا می شد؟ دکتر کاظمی ادامه داد دولت وقتی به بحران خوردن کشور در اثر اجرای این قانون ناقانون را به وکیل المافیاها متذکر می شد آنها می گفتند شما باید قانون ناقانون ما را اجرا می کردید و وقتی مردم چند پمپ بنزین را به آتش می کشیدند آنوقت لایحه می آوردید تا ما قانون خرکی خود را تغییر می دادیم.

به پایان آمد این دفتر

به لطف خدا عمر این مجلس نیز رو به پایان است. چه امیدهایی داشتیم روزی که برای تشکیل مجلس هشتم به پای صندوق رای می رفتیم. چه امیدهایی داشتیم وقتی برای انتخابات دهم ریاست جمهوری رای دادیم. همانطور که آقا فرموده بودند به امید هموارتر شدن خدمت رسانی دولت به این نماینده ها در تهران رای دادیم اما چه خوب جناح راست مذهبی پاسخ خواسته هایمان را داد. و چه خوب جناح چپ مذهبی پس از انتخابات سال 88، کرد با ما آنچه نباید می کرد.

حسبناالله و نعم الوکیل

خدای نکرده قصد شبیه سازی ندارم. اما آنگاه که مافیای قدرت و ثروت یا همان یک درصدی ها در صحرای تفدیده کربلا با سیدالشهدا(ع) آن کردند، ایشان چون آن رویدادها را در منظر حق تعالی می دید به راحتی آنها را تحمل فرمودند. به قول دکتر ما که نیزه نخورده ایم فقط فحش خورده ایم. پس باید صبر کرد. صبری علوی و فاطمی (علیهماالسلام).

براستی به نظر شما کی و کجا سکوت دکتر شکسته خواهد شد؟ کی اذن سخن گفتن خواهد رسید؟

ما و انتخابات مجلس نهم

نمی دانم چرا امیدوارم. فکر می کنم دستی غیبی در حال هدایت ملت رنج دیده ایران و همه 99 درصدی های جهان است. با اینکه هوا بس ناجوانمردانه سرد است و یخ زدگی مفرط به عقل ها و روح ها آسیب زده ولی گرمای خورشید عدالت را می شود احساس کرد. فکر می کنم برآیند مجلس نهم از دو مجلس هفتم و هشتم بهتر باشد. فکر می کنم باید لیست ها را باز کرد. آنهایی که روزی در دولت بوده اند شاید آگاهتر، با شعورتر و کم خطرتر باشند. باید ببینیم چه کسی برای خدمت تواناتر است. نه اینکه چه کسی حراف تر، ریاکارتر و فحاش تر است. جالب است آنهایی که خودشان به سان گرگ پوستین یوسفان را در این 10 ما دریدند امروز در رسانه ملی که محل تبلیغ مجانی شان شده به ملت درس اخلاق می دهند. به هر حال باید لیست ها را پاره کرد و ستون فقرات احزاب چپ و راست را از هم پاشاند و از بین لیست های دو جناح، خیرالموجودین را پیدا کرد. اگر هم معجزه ای شد و حامیی برای دولت 99 درصدی و 25 ملیونی مان پیدا شد که چه بهتر. باید زیر پرچم احمدی نژاد مظلوممان جمع شویم. سعی کنیم پرچم را گم نکنیم تا بتوانیم علمدار را دریابیم. مهم رای آوردن نیست، مهم متشکل شدن و باهم شدن است.

یا فالق الاصباح

شهید آوینی می گوید:

تقدیر اینچنین رفته بود که شب حاکمیت ظلم و فساد با شفق عاشورا آغاز شود و سرخی این شفق، خون فرزندان رسول خدا باشد ...

 خون سرخ ما فلقیست که پیش از طلوع خورشید عدالت در آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح(ای شکافنده صبح ها) ما را در این راهی که عاشقانه در پیش گرفته ایم یاری فرما.

واینچنین بود که آن هجرت عظیم در راه حق آغاز شد، و قافله عشق روی به راه نهاد. آری آن قافله، قافله عشق است و این راه، راهی فراخور هر مهاجر در همه تاریخ...


برچسب‌ها: انتخابات مجلس, جناح راست, جناح چپ, احمدی نژاد, خدمت
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 4:53  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة و النصر، و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

ما، چه مجلسی می خواهیم؟

ما، مجلسی می خواهیم که تا بن دندان به طرح تحول اقتصادی دکتر احمدی نژاد معتقد باشد. مجلسی می خواهیم که برای ریشه کنی کامل فقر و مشکل مسکن برنامه عملی ارائه دهد.

ما مجلسی می خواهیم تا به دولت کمک کند، طرح مسکن مهر را سریعتر و ارزانتر به پیش ببرد.

ما مجلسی می خواهیم که موانع طرح ملی باغشهرها را از پیش پای دکتر احمدی نژاد برداشته و در این مسیر از هیچکس واهمه ای نداشته باشد. مجلسی که اهمیت این طرح را برای اقشار متوسط خسته از زندگی شهری درک کند.

ما مجلسی می خواهیم که سد راه فاز دوم طرح هدفمندی یارانه ها نشود و در این راه از ابرسرمایه دارها نترسد.

ما مجلسی می خواهیم که نرخ بهره را کاهش دهد و زالوهای بازار را مهار کند.

ما، مجلسی می خواهیم که قاچاق کالا و ارز را از بین ببرد و در این راه ملاحظه دوست و دشمن را نکند.

ما، مجلسی می خواهیم که با قوت طرح اصلاح گمرکات و واردات و صادرات را پیگیری نماید.

ما، مجلسی می خواهیم که تحت هیچ شرایطی پشت دکتر احمدی نژاد را خالی نکند.

ما، مجلسی می خواهیم که شعار زده و جوگیر نشده و اسیر عملیت های روانی ماشین جنگ رسانه ایی یک درصدی ها نگردد.

ما، مجلسی می خواهیم که در فرهنگ دارای سعه صدر بوده و به هنرمندان، سینماگران و نویسندگان مجال عرضه توانایی هایشان را بدهد و از توانشان در جهت اهداف قیام 99 درصدی ها استفاده کند.

ما مجلسی می خواهیم که از تحجر دور باشد و دشمن موسیقی و سینما نباشد.

ما مجلسی می خواهیم که روح همزیستی مشترک را در بین همه اقشار جامعه پیگیری کند.

 ما، مجلسی می خواهیم که در زندگی شخصی همانند رهبری معظم و دکتر احمدی نژاد عزیز باشند.

ما، مجلسی می خواهیم که برای همیشه تفکر هاشمیسم را به زباله دان تاریخ انقلاب پرتاب کند.

ما، مجلسی می خواهیم که مقدمه به قدرت رسیدن احمدی نژادی دیگر را آماده کرده و راه فرار زرسالاران داخلی و بین المللی را ببندد.

و در یک کلام ما، مجلسی می خواهیم که به قیام جهانی 99 درصدی ها بپیوندد.

 


برچسب‌ها: مجلس, احمدی نژاد, مسکن, 99 درصد, یارانه ها
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 23:52  توسط محمد مهدی  | 

 

 

فرمایشات رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای در نمازجمعه نهم بهمن:

امروز شعارهاي انقلاب همان شعارهاي روزهاي اول انقلاب است و اين نشان دهنده سلامت انقلاب است. شعارهاي انقلاب همچون علامت اشاره به سمت اهداف انقلاب هستند و هنگامي که شعارها تغيير نکرده باشند، اين به معناي منحرف نشدن مسئولان و مردم از صراط مستقيم انقلاب اسلامي است.

تکمله: پرسش خوبی از سوی آقای "سلام" طرح گردید. متن پرسش ایشان و پاسخ ضمیر خودآگاه برای تکمیل این پست ارائه می شود.

دوشنبه 17 بهمن1390 ساعت: 21:6 توسط:سلام
سلام
یک سوال، به نظرتان منظور آقا از مسئولان، در "منحرف نشدن مسئولان و مردم" چه کسانی بوده است؟
منظور تمام مسئولین رده بالای قوه مجریه بوده است؟
احتمالا این مسئولین شامل تمام مسئولین قوه های دیگر مانند آقای علی لاریجانی، نمایندگان مجلس، روسا و مسئولین قوه ی قضاییه مانند دادستان کل کشور، و بسیاری از دیگر مسئولین دیگر مانند شهرداران که نمیشود؟
خصوصا مسئولین مجمع تشخیص مصلحت نظام چطور؟

یا احتمالا بسیاری از آنها را شامل میشود؟ و هستند افرادی در هر کدام از مسئولیت ها که چندان واژه ی منحرف نشدن شاید در موردشان صدق نکند!

باتشکر
علیک سلام.
بله به نظر من منظور ایشان اکثریت مسئولین عالیرتبه نظام می تواند باشد. اما مسئله اصلی که باید به آن توجه شود این است که امروز کدامیک از مسئولین عالیرتبه نظام متهم به انحراف می باشد؟ مسئولی که اگر انحراف داشته باشد می تواند نقش بسیار مهمی در انحراف انقلاب و مردم بازی کند. مثلا اگر به فرض هاشمی منحرف باشد امروز تقریبا جایگاه خاصی در تصمیم گیری های کلان نظام ندارد. اخوان لاریجانی هم با وجود اینکه سران دو قوه می باشند نه متهم به انحراف هستند حتی از ناحیه طرفداران رییس جمهور و نه اینکه از محبوبیت مردمی چندانی برخوردارند(نسبت به رییس جمهور).پس به احتمال بسیار زیاد مصداق این جمله شخص دکتر است زیرا هم توسط دوست و دشمن به مدت 10 ماه متهم به انحراف گردیده و هم دارای محبوبیت مردمی است و انحرافش منجر به انحراف عده قابل توجهی از مردم می شود و هم تابلوی نظام در عرصه بین المللی و در بین ملت ها می باشد. در ضمن اگر از نظر شما اشکالی ندارد می خواهم متن سوال و جوابمان را ذیل کلام آقا منتشر می کنم.
موفق باشید.


برچسب‌ها: انحراف, مسئولان, مردم, امام, خامنه ای
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 1:43  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

شورای محترم نگهبان چقدر به درخواست رهبری معظم(مدظله) عمل کرده است؟

سخنان رهبری معظم واضح بود. نیاز به تحلیل و تفسیر ندارد. از اشاره به دور بود. اظهر من الشمس بود.

ایشان با ذکر ۳ نکته مهم درباره صلاحیت کاندیداهای انتخابات خاطرنشان کردند: نکته اول اینکه شورای نگهبان از لحاظ قانونی موظف است صلاحیت ها را احراز کند. و برسد به اینکه صلاحیت وجود دارد، اما توصیه همیشگی اینطور بوده که سطح صلاحیت‌ها را آنقدر بالا نبرند که تعداد کمی باقی بمانند. نکته دوم اینکه بعضی‌ها به این نظارت‌های شورای نگهبان معترضند و ممکن است اعتراضشان به جا هم باشد، منتهی باید توجه کنیم که وقتی یک مقام مسئول قانونی مورد اعتماد تصمیمی گرفت تسلیم باشیم و تبعیت کنیم.

 

مقام معظم رهبری نکته سوم درباره صلاحیت کاندیداها را اینگونه عنوان کردند که “اعلام میکنم همه بدانند آنها که رد صلاحیت می شوند لزوما آدم های بی‌صلاحیتی نیستند. بلکه فقط در انتخابات نمیتواند به عنوان نامزد شرکت کنند اما ممکن است مقامی که او را ردصلاحیت کرده اشتباه کرده باشه و یا ممکن است صلاحیت‌های فراوان دیگری در زمینه‌های دیگر داشته باشد. لذا نباید اینگونه فکر کنیم که از هستی ساقط شده”

http://www.rahapress.com/?p=2537

حال سوال اینست که فکر نمی کنید سطح احراز صلاحیت ها را برای حامیان دکتر احمدی نژاد مظلوم زیادی بالا گرفته اید؟

آیا فکر نمی کنید سطح برخوردتان با حامیان دولت انتخابات رقابتی را تحت الشعاع قرار داده است؟

آیا فکر نمی کنید پرطرفدارترین و خدمت رسان ترین جریان حال حاضر انتخابات را با سختگیری، برای حضور فعال دچار مشکل نموده اید؟  


برچسب‌ها: شورای نگهبان, صلاحیت, رهبری, انتخابات, احمدی نژاد
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 16:30  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

برنامه دکتر احمدی نژاد برای آزادی 99 درصد

یک درصدی ها* در طول تاریخ اشکال مختلفی از بردگی و بندگی را به 99 درصد دیگر تحمیل کرده اند. آنها برای به بند کشیدن، از دین، علم، مفاهیمی فطری چون آزادی، برادری و عدالت سوءاستفاده کرده اند.

میدان اصلی هنرنمایی آنها میدان معیشت و شمشیر برنده اصلی شان احتکار طلا و زمین و ابزار منعطفشان برای تکاثر ثروت، نرخ بهره بوده است. آنها از یک سو با فاسد کردن ادیان و ارزش های انسانی و علوم و از سوی دیگر با پروپاگاندا، روح دنیاپرستی، سودجویی، ظاهرگرایی و معناگریزی را به 99 درصد تزریق می کردند، سپس با در اختیار گذاشتن قسمتی از ثروت خود با نرخ بهره حساب شده عملا ثمره کار، عرق جبین و عمر جامعه را تصاحب و حتی زمام مایملک آنها را بدست می گرفتند.

چگونه اکثریت جامعه به اسارت اقلیت در می آیند؟

اطمینان قلب، امنیت روانی و آرامش خاطر مهترین نیاز یک انسان است. وقتی خدای 99 درصد انسان ها تبدیل به خدایی شد دست بسته، خدایی که تنها توانست خلق کند و چون خلق کرد از اداره حکیمانه آنچه خلق کرد عاجز شد. وقتی خدای 99 درصد نمی تواند به آنها روزی برساند و امنیت شان را حفظ کند، وقتی 99 درصد به این نتیجه رسیدند که خدایشان غیر قابل اطمینان و شکست پذیر در برابر نیروهای شیطانیست. وقتی یک درصدی ها قدرت فائقه خدایشان یعنی طلای زرد و طلای سیاه را به رخ 99 درصد کشیدند و به آنها باوراندند که آنچه گره گشاست مخلوقی به نام طلای زرد و طلای سیاه است و نه خالق طلا، و وقتی از طرف دیگر با به نمایش درآوردن کاخ ها، اتومبیل های چند ده ملیونی و زندگی اشرافی خود، 99 درصد را آلوده به دنیاپرستی، ماده گرایی و ظاهربینی کردند، آنگاه حس عدم امنیت و وحشت از آینده ای تیره و مبهم بر اکثریت حاکم خواهد شود، و آنها به راحتی تسلیم قوه ای خواهند بود که در باغ سبز آرامش مادی را به آنان نشان دهد. به نظر شما دروازه ورود به خوشبختی ها چه خواهد بود؟ گرفتن وام های با بهره بالا. و چقدر اندکند آنهایی که سراب را از آب تشخیص می دهند.

آیا لیاقت انسان ها این است؟

یک انسان اگر در هزار فامیل یک درصدی ها به دنیا نیامده باشد، باید بهترین دوران کودکی و نوجوانی و جوانی خود را به سختی درس بخواند و سپس بهترین دوران جوانی و میانسالی خود را به کار سخت بگذراند تا بتواند به سرپناهی معمولی، حقوق بازنشستگی نه چندان مورد رضایت و رفاهی نسبی برسد. آنوقت اگر نگرانی فرزندانش بگذارد شاید در اواخر عمر به فکر خودسازی معنوی و تفکر در آفرینش بیافتد. زمانی که همه انرژی مادی و معنویش را وقف رسیدن به اولیه ترین حقوق مادی خویش نموده است. تازه همه این ها بستگی به این دارد که در چه کشوری زاده شده باشد. و در چه زمانی از روند تحولات جامعه خویش باشد. بسیاری از انسان ها که در آفریقا، آسیا و آمریکا به دنیا آمده اند برای همیشه عمر از همین حقوق اولیه نیز محرومند. براستی آیا این لیاقت اشرف مخلوقات است؟ آیا این لیاقت موجودی است که همه ملک و ملکوت برای خدمت به او آفریده شده است.

آیا امکانات ناکافیست یا مشکل در جای دیگر است؟

براستی آیا زمین به اندازه کافی برای ساختن تعداد قابل توجهی سرپناه مناسب وسعت ندارد؟ آیا انسان با دانش بی انتهای خود نمی تواند غذا و آب مورد نیازش را تامین نماید؟ چرا می تواند، اما مشکل اینجاست که یک درصدی ها زمین ها و امکانات را با فریب و در اغلب موارد با زور سرنیزه در چنته خود می گیرند و از آن برای به بردگی کشیدن بقیه استفاده می کنند. در بعضی از نقاط زمین، این یک درصدی ها خود دولت ها یا همان سرمایه داران حقوقی می باشند و در برخی نقاط سرمایه داران خصوصی این نقش را بازی می کنند. اما نقطه اشتراک همه این دولت ها و سرمایه داران در احتکار زمین و سرمایه است.

می شود، می توانیم

طرح باغ شهر ها ی دکتر احمدی نژاد

مثلا در ایران اگر به هر خانواده ایرانی زمین برای احداث خانه باغی به وسعت هزار متر مربع با اجازه ساخت 300 متر بنا داده شود و اگر 20 ملیون خانواده ایرانی داشته باشیم با توجه به وسعت 1650000 کیلومتر مربعی ایران عزیز(یک ملیون و ششصد و پنجاه هزار کیلومتر مربع) که بر حسب متر مربع می شود:

1650000000000 متر مربع. همه وسعت 20 ملیون خانه باغ تنها 2/1 درصد کل خاک ایران را در بر خواهد گرفت. یعنی تقریبا هیچ. فکر کنید که اجرای همین طرح چقدر می تواند رضایت قلبی و آرامش را برای 99 درصد خصوصا طبقه متوسط که در شهرهای پر دود و ترافیک زندگی می کنند به ارمغان بیاورد. آنها که مجبورند در شهرها سخت ترین شرایط کاری و زندگی را تحمل کنند لااقل این دلخوشی را خواهند داشت که روزهای تعطیل شان را به دامن طبیعت و سرپناهی بروند که دولت اسلامی 99 درصدی ها با افتخار در اختیارشان قرار داده است. این امکان برای همه مردم دنیا وجود دارد. بدانیم که امروزه صد ملیون بی خانمان و یک ملیارد و ششصد ملیون نسبتا بی خانمان داریم.

http://forum.funpatogh.com/thread143706.html

به نظر شما واقعا چرا یک درصدی ها مانع می شوند؟

 

نجات از گرسنگی

در دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم بشر توانایی تولید آن مقدار مواد غذایی را که همه گرسنگان عالم سیر شوند دارد. زمین کافی، آب کشاورزی کافی و از همه مهمتر دانش بی نهایت بشری که متصل به علم لایزال الهی است او را بر این امر توانا کرده است.

اما چرا باید طبق آمار فائو یک میلیارد نفر دچار سوء تغذیه باشند، یعنی یک نفر از هر هفت نفر؟ و سالانه 30 ملیون کودک بر اثر سوء تغذیه بمیرند؟ این جدای از میلیاردها نفری است که با درآمد بخور و نمیر زندگی کرده و عموم درآمدشان باید صرف گذران امور شود.

  http://آمار-گرسنگان-جهان.worldfood.ir/T______%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D8%B3%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86.htm

جالب است که رییس فائو در توضیح یکی از دلایل پابرجابودن گرسنگی می گوید: اگر قیمت مواد غذایی افزایش پیدا کند سطح زیر کشت در کشورهای تولید کننده غذا که عمدتا کشورهای استعماری هستند، افزایش می یابد ولی قدرت خرید کشورهای وارد کننده غذا که عمدتا کشورهای استعمارزده هستند پایین می آید و در صورتی که قیمت مواد غذایی سقوط کند آنگاه کشورهای تولید کننده مواد غذایی که زیر نظر ابرسرمایه دارها اداره می شوند سطح زیر کشت خود را پایین می آورند زیرا همان پول را بدست آورده اند. در نتیجه گرسنگان و استعمارزدگان در هیچ شرایطی نمی توانند از وضع موجود رهایی یابند. اینجا نیز طلادوستی آنها کار را خراب می کند.

   http://www.tabnak.ir/fa/news/197775F

 براستی چرا آنها دست از ماده پرستی خود برنمی دارند؟

 

استعمار نو با 99 درصدی ها چه کرد؟

یک درصدی ها در عهد استعمار سنتی و به شکل جدی از ابتدای قرن 18 تا اواسط قرن بیستم با کشتارهای ملیونی و شیوع دادن بیماری ها و بوجود آوردن جنگ های داخلی بر منابع طبیعی جهان مسلط گردیدند و آن منابع را درخدمت انقلاب صنعتی در اروپا قرار دادند و با تولید، 99 درصد تحت استعمار را تبدیل به مصرف کننده کالاهای دسته چندم صنعتی خود نمودند. سرزمین های آنها را تبدیل به مزارع بزرگ و آنها را تبدیل به دهقانان بی جیره و مواجب کرده و معادنشان را توسط نیروی برده هایی که از آفریقا شکار می کردند، غارت می کردند. مردم مذهبی اروپا را فاسد کردند و خانواده ۹۹ درصدی های اروپایی را به نابودی کشاندند تا راحتتر باشند.

قیام های پیاپی 99درصدی ها باعث جابجایی مرکز فرماندهی یک درصد می شد، همچنین نیروهای میانی یک درصدی را وسوسه می کرد تا جای بالاتری ها را در هنگانه انقلاب ها بگیرند. این بود که استعمار سنتی کارایی اش را از دست داد. در نتیجه به نام پیشرفت صنایعی که محیط زیستش را آلوده کرده بود با وام های با نرخ بهره بالا به تازه استقلال یافته ها فروخت و در عوض با برنامه های توسعه، کشاورزی سنتی آنها را نابود کرد. حالا 99 درصد، هم در غذا و هم در صنعت به یک درصد وابسته شد زیرا نه کشاورزی مناسبی دارد و نه صنعتی که بتواند با تولیدات آنها رقابت کند. از همه بدتر تا خرخره مقروض بهره های سنگین رباخواران بین المللی شده است. و بهای تک محصول هایی را که تولید می کند باید بابت بهره به آنها بپردازد.

طرح تحول برای تحول انسان

آنهایی که بر منابر مقدس دکتر را تحقیر کردند باید درک کنند که جهاد اقتصادی دکتر احمدی نژاد و اجرای طرح ملی باغ شهرها منجر به تحول معنوی عمیقی در ایران و جهان خواهد شد. طرح تحول اقتصادی و طرح احداث باغ شهرها منجر به مهار فقر خشن و بازسازی صنعت و  ساماندهی گمرکات و نجات روح انسان شهرزده ایرانی می گردد. فقرا از فقر خشن خلاص، صنایع بازسازی و روح خسته طبقه متوسط ایرانی شهرزده در طبیعت زیبای ایران آرامش می گیرد. و از همه مهمتر 99 درصدی ها به شناخت واقعی تری از خدای مقتدر و حاکم رسیده و سیر معنوی خود را آسانتر می پیمایند. 

 

عنوان یادداشت بعدی: دکتر احمدی نژاد و زنان جامعه ایران

*باید به این نکته ظریف توجه کرد که تقسیم بندی یک درصدی و 99 درصدی الزاما تقسیم بندی ثروتمندان و غیر ثروتمندان نیست. ممکن است عده ای از صاحبان سرمایه در خدمت دولت 99 درصدی ها قرار بگیرند، سرمایه شان را برای حل مشکلات به کار برند و به سود معقولی که دولت مردمی برایشان تعیین می کند راضی باشند. و از سوی دیگر عده ای از فقرا و خصوصا طبقه متوسط به خاطر دنیاخواهی به استخدام یک درصد درآمده و تبدیل به ماشین سرکوب آنها در برابر عدالتخواهان و رهبرانشان گردند.


برچسب‌ها: 99 درصد, احمدی نژاد, ربا, گرسنگی, باغ شهر
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 0:4  توسط محمد مهدی  | 

این مطلب پس از چند روز حذف خواهد شد.

با تذکر دوستان مطلع شدم که سایتی به نام دیگربان با تحریف یادداشت

 عقب نشینی تاکتیکی دکتر احمدی نژاد در جنگ احزاب اقتصادی

 نسبت هایی دروغ به وبلاگ ضمیر خودآگاه داده است. سایت مورد نظر با تحریفی کاملا آشکار  از یادداشت مورد نظر، اتهامی را به کلیت نهادی مقدس و انقلابی وارد نموده است.

 ظاهرا برای شکایت از این سایت باید به دادگاه های کشورهای استعماری مراجعه می کردم. که به علت وقتگیر بودن و هزینه بر بودن منصرف شدم.

امیدوارم گردانندگان سایت مورد نظر، خود دست به جبران زده و جوابیه بنده را انعکاس دهند. 

 


برچسب‌ها: دروغ, دیگربان, شکایت, ضمیر خودآگاه, دادگاه
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 23:18  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

سردار بی لشکر در برابر لشکر بانکداران

وقتی تصویر تو را از قاب تلویزیون که مظلومانه از آزادی عمل اخلالگران اقتصادی  می نالیدی، دیدم، داشت گریه ام می گرفت. سهم تو از رسانه ملی همان یک دقیقه بود. و تو در همان یک دقیقه فریاد زدی. فریاد زدی در سکوت. با چهره خسته ات. با موهای ژولیده ات و با چشمانت. دستان تقدیر چشمان همت را در مجنون به امانت گرفت، تا امروز آنها را در قاب چهره ات بگذارد. آری همت هم از دشت جنون و جزایر مجنون به سوی خدای خود پرواز کرد. و تو هم از همان دیار جنونی، نه آن جنونی که ریاکاران دنیاپرست پرمدعا ترا به آن خواندند و تحقیرت کردند و برادران و خواهران و دوستان و همراهان دیروزت نیز ناباورانه همراهشان شدند، و تو باز سکوت کردی. سکوتی که فریادگر اتحاد بود، اما آنها هر سکوتت را با دشنامی دیگر پاسخ دادند. سکوتت چقدر شبیه همان سکوتی شده بود که در برابر هموطنان معترض بعد از انتخابات، در پیش گرفتی.

آری چهره ات نشان از مقاومتی چند ماهه در برابر افزایش نرخ بهره می داد. مقاومتی به یادماندنی در برابر زالوهای بازار و در برابر اخلالگران اقتصادی از خود نشان دادی. اما تو تنها بودی. ازمدعیان خبری نبود، همان هایی که ترا لیبرال خواندند. یاران سیاسی و فرهنگی ات هم به انفعال و سکوت کشانده شده بودند. و یاران اقتصادی ات نیز در نهایت تنها راه حل را همان نوشیدن جام زهر افزایش نرخ بهره دانستند. اما دکترعزیز بدان ما به تو اعتماد داریم. ما شاهد بودیم که تو 6 سال است برای کاهش یک درصدی، یک درصدی نرخ بهره، روز و شب می جنگیدی و از دوست و دشمن فحش می خوردی. ما می دانیم هیچ چاره دیگری نداشتی جز نوشیدن همین جام زهر. آری تو سردار بی نظیری هستی، ولی همت هم وقتی در جزایر جنون سرداری بی لشکر شد، غریبانه خدای خویش را ملاقات کرد.

اما تو دوباره آغاز خواهی کرد. جبهه شبه متلاشی و متحیر را دوباره سازمان می دهی. در راه ماندگان می رسند. و جلوزدگان بازخواهند گشت. تو، جنگ با ربا را دوباره آغاز می کنی. و با توان بیشتری به قلب لشکر سودجویان خواهی زد. ربا را در خاک مقدس ایران ریشه کن خواهی نمود و فاز دوم طرح هدفمندی را شروع می کنی و بار دیگر به جنگ فقر و بیکاری و گرانی خواهی رفت.

میدان تحریر قاهره در انتظار توست. بانکداران طلاپرست جهانی شکوه و عظمت قیام مستضعفین را در میدان تحریر قاهره و در استقبال از تو خواهند دید. تو در مصر به زیارت مزار مطهر مالک اشتر خواهی رفت. و کار ناتمام او را تمام می کنی. آری تو مالک اشتر زمان مایی. تو و علی زمان خامنه ای عزیز، باید کار ناتمام امام عدالت(ع) و مالکش را تمام کنید. تو در جمع ملیون ها نفر در میدان تحریر سخن خواهی گفت و محاصره شام را تکمیل خواهی کرد. قبة الصخره توسط فرزند ایران آزاد می شود و بساط همه رباخواران و زالوها و دنیاپرستان برچیده خواهد شد و قیام 99 درصدی ها علیه رباخواران، همه عالم را دربرخواهد گرفت. آری صبح نزدیک است.

 

 


برچسب‌ها: همت, ریا, 99 درصد, ایران, مصر
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 21:48  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

 عقب نشینی تاکتیکی دکتر احمدی نژاد در جنگ احزاب اقتصادی

همانطور که در یادداشت (بازی مشکوک سکه و دلار در آستانه انتخابات) نوشته بودم دولت عدالتخواه دکتر احمدی نژاد در آستانه اجرای مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه بود. در این مرحله قرار بود نرخ سود بانکی کاهش پیدا کند. یارانه 10 ملیون ایرانی که نیاز چندانی به آن ندارند قطع و به 60 ملیون ایرانی که به آن نیازمندترند داده شود. همچنین طرح اصلاح گمرکات و تجارت نیز اجرا شود. این موارد عده ای از صاحبان صنایع و بازرگانان را به واکنش واداشت. صاحبان صنایع و تجاری که دستانی پرقدرت در سیاست دارند و به ائتلافی شوم با نظام سرمایه داری جهانی نیز رسیده اند. در نتیجه دسیسه سکه و دلار با چند هدف اجرا شد. در ابتدا باید تورمی شدید به توده مردم تحمیل می شد تا اقشار پایین از اجرای این طرح ناامید شوند و آرزومند بازگشت به وضع مادیشان پیش از آغاز طرح شوند. سپس اگر توانستند دولت را به جرم ناتوانی در اداره امور توسط عده ای در جناح راست به استیضاح و احتمالا سقوط بکشانند. اگر در دو هدف قبلی ناکام ماندند لااقل جلوی اجرای فاز دوم را گرفته و نرخ سود بانکی را افزایش دهند. این دسیسه با آتش تهیه سنگین رسانه ای استعماری با نام تحریم احتمالی نفت ایران و بانک مرکزی ایران آغاز شد تا مجموعه مورد نظر در داخل با فراغ بال عمل کند.

چند سوال بی جواب

فکر نکنم هیچ منصفی به جواب قانع کننده ای برای این سوالات برسد. (لا اقل من نرسیدم)

1-وقتی دولت به هر وارد کننده ای که مراجعه کند دلار 1200 تومانی می فروشد مگر وارد کننده قانونی مریض است که برای خریدن دلار 2000 تومانی به بازار سیاه مراجعه کند، آنهم در روز تعطیل؟

 2- یا وقتی دولت سکه را به قیمت 650 هزار تا 700 هزار تومان به حراج می گذارد چرا باید خریدار واقعی سکه برای آن مبلغ یک ملیون تومان در بازار سیاه بپردازد؟

3- یا اصلا یکی جواب دهد که چرا دولت باید ذخایر طلای خود را برای کاهش قیمت سکه به حراج بگذارد در حالیکه احتمال می دهد، طلای فروخته شده توسط عوامل استعمار از کشور خارج شود؟

4- اصلا مگر سکه طلا خوردنی یا پوشیدنی است که باید روز و شب آه وناله رسانه های داخلی و خارجی منجمله رسانه ملی برای گران شدن آن بلند باشد؟

از خبرگزاری ایسنا تا خبرگزاری فارس

همجهتی دو خبرگزاری ظاهرا متضاد در این بازی دیدنی بود. خبرگزاری اول که در منتهاالیه اصلاح طلبی است در خبری در روز تعطیل که هیچ صرافخانه ای فعالیت نمی کند قیمت سکه را یک ملیون تومان اعلام می کند و خبرگزاری دوم که در منتهاالیه اصولگرایی است خبر اولی را به شکل زیرکانه اینگونه اصلاح می کند که ایسنا اشتباه می کند و سکه به 920 هزار تومان رسیده است.

http://www.jahannews.com/vdccspqis2bqxe8.ala2.html

http://khabarfarsi.com/ext/1940371

مقاومت دکتر احمدی نژاد

دکتر در برابر آنها مقاومت کرد حتی زمانی که شورای پول و اعتبار برای مهار وضع پیشنهاد افزایش نرخ سود بانکی را از 14 درصد به 21 درصد داد.

من کاملا معتقدم احتکار سنگین و هدفمند در بازار دلار و سکه به همراه پوشش رسانه ای داخلی و خارجی این وضع را بوجود آورد و بقیه عوامل حاشیه ای و قابل کنترل بود. اما دولت در این مصاف تنها بود و جای دستگاه های قضایی و امنیتی خالی بود. اخلال اقتصادی را با قانون جواب می دهند نه با تغییر سیاست اقتصادی. سیاست اقتصادی دولت درست بود و نباید تغییر می کرد.

 چرا اگر نرخ سود بانکی از14 درصد هم کمتر شود به نفع اقتصاد است؟

زیرا دراین حالت تولید کننده های واقعی که به وام های کلان نیاز دارند تسهیلات ارزانتر می گیرند، در نتیجه محصولات تولیدیشان ارزانتر خواهد شد و قابل رقابت تر. مسکن سازان انبوه نیز با تسهیلات ارزان تر طرح مسکن مهر را ارزان تر و سریعتر به پیش خواهند برد. دوما وام گیرنده های خرد که عموم مردم هستند نیز زودتر بدهی خود به بانک ها را بازپرداخت خواهند نمود و تعداد بیشتری وام خواهند گرفت و قدرت خریدشان بالاتر خواهد رفت و اگر میل خریدشان به سمت کالای ایرانی سوق داده شود که طبقات پایین عمدتا جنس ایرانی می خرند باز به تولید و اشتغال خدمت شده و با رونق خرید رونق، تولید نیز افزایش می یابد. و با توزیع بیشتر وام ها رفاه طبقات پایین افزایش و فاصله طبقاتی کاهش می یابد. اما ابرسرمایه دارها که از یک طرف پول های خود را در بانک ها خوابانده اند و سودش را می گیرند و از طرف دیگر چون دست چندانی در تولید ندارند و بیشتر به واردات کالای ارزان چینی از مبادی غیررسمی مشغولند، قدرت خرید مردم نیز برایشان بی اهمیت است، از سیاست عدالتخوانه کاهش نرخ سود بانکی ناراضی بودند.

چرا عقب نشینی تاکتیکی؟

وقتی دولت در برابر مفسدان تنها شد. وقتی آنهایی که باید دوست باشند دشمن شدند. وقتی افسران و فرماندهان جنگ نرم در زمین دشمن بازی کنند. وقتی عده ای در جناح راست و اصولگرا همقدم با اخلالگران اقتصادی شده و بدون دلیل خواهان طرح عدم کفایت دولت شوند. وقتی حتی شورای پول و اعتبار، رییس محترم بانک مرکزی و وزیر قدرتمند اقتصاد نیز قافیه را ببازند. آنوقت ممکن است ایستادگی شخص رییس جمهور منجر به بازگشت از راه طی شده مرحله اول طرح هدفمندی یارانه ها شود و دشمن و عوامل سودجویش دولت را مجبور کنند مسیر طی شده را نیز به عقب برگردد. در نتیجه رییس جمهور برای آرامش بخشیدن به مردم با افزایش نرخ سود موافقت کردند.

آقایان و خانم های حزب اللهی کجا بودند؟

آقایان و خانم های حزب الله، میدان خالی نیازی به رستم نمایی و پهلوان بازی ندارد. کجایند آنهاییکه در میدان های خالی گوش ها را با شعارها و سخنرانی هایشان کر می کنند. کجا بودند مسلمانان دوآتشه ای که مدام دولت را به پیروی از لیبرالیزم اقتصادی متهم می کردند. کجا بودند مدعیانی که مدام به ربوی بودن مناسبات بانک ها اعتراض شعاری و پرخاشگرانه داشتند. شما اگر دولت را انحرافی هم می دانستید باید برای پیشبرد سیاست کاهش نرخ بهره بانکی همراه می شدید و پشت دکتر احمدی نژاد را خالی نمی کردید. شما اگر خودتان از طبقه اشرافی نیستید که بسیاری از شما جزء اقشار متوسط و متوسط رو به پایین هستید بدانید که عده ای در لباس های مقدس با طرح هدفمندی یارانه ها و کاهش نرخ سود بانکی و اصلاح گمرکات و طرح ساماندهی واردات و صادرات مخالفند. مراقب دنیا و آخرت خود باشید. باور کنید ریش و چادر رستگاری هیچکس را تضمین نمی کند. چه بسیارند مردان با ریش و زنان چادری که از رحمت خداوند دور هستند. هنوز هم عده ای ظاهرالصلاح مشغول فریب شما هستند. آنها در این جریان به دولت تهمت می زنند. بالا رفتن قیمت سکه و دلار را به گردن خود دولت می اندازند. ببینید چه کسی در این جریان سود برد و سیاست های چه کسی معطل شد. چه کسی مجبور به عقب نشینی گردید و وجهه چه کسی مخدوش شد. آنوقت خوب فکر کنید و ظالم و مظلوم را بشناسید. حتی اگر احمدی نژاد را ضد ولایت و انحرافی بدانید.

http://khabarfarsi.com/ext/1940371

مردانگی چو شد ننگ   بر مرد عرصه شد تنگ

چه باید کرد؟

من مطمئنم که دولت با کمک توده های مردم مقاوم ایران و با هدایت های علی زمان موانع را پشت سر خواهد گذاشت. این دولت با کمک امام زمان(عج) رشد اقتصادی را با کاهش فاصله طبقاتی توام کرده است و با اجرای طرح هدفمندی فقر خشن را در ایران مهار نموده است. و با کاهش های پی در پی در نرخ بهره وام گرفتن را برای اقشار پایین راحت تر نموده است. و با هدایت تسهیلات ارزان ملی به سمت ساخت مسکن و اجرای طرح های عمرانی و پژوهش رشد اقتصادی و پیشرفت ملی را سبب شده است. ملت ایران در مدت کوتاه، به شکل انسانی و با درآمد حلال ملی راهی را می رود که استعمارگران در طول سال ها و با غارت منابع مردم آفریقا و آسیا و آمریکا و کشتن صدها ملیون انسان بعد از انقلاب صنعتی رفته است. قیام 99 درصد انسان ها علیه یک درصد ظالم حاکم جدی است. بیاییم همه با ربا مبارزه کنیم. بیاییم همه در این قیام الهی شرکت کنیم.

 

 

 


برچسب‌ها: جنگ, احمدی نژاد, جناح راست, دولت, اصولگرا
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 18:1  توسط محمد مهدی  | 

 

 

قتل این خسته به تخریب شما ممکن نیست     چون که با اوست خدا زحمتتان حاصل نیست

دست و دل پاک کنید از ستم ای اهل ریا     پیش از آنی که بگردد ز شما لطف خدا 


برچسب‌ها: ریا, قتل, تخریب, ستم, خدا
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 0:7  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

تقسیم کار پروپاگاندای غرب با زرسالاران داخلی در سال جهاد اقتصادی

هرگونه بخواهیم به تهدیدها و تحریم های رژیم های غربی نگاه کنیم، ساده لوحانه است اگر وضع امروز سکه و دلار را نتیجه تهدیدها و یا حتی تحریم های آنها بدانیم.

پرسش اساسی اینجاست، چرا پروپاگاندای غربی اینقدر بر طبل تحریم و تهدید اقتصادی می کوبد و بسیار بیش از آنچه عمل می کتد شعار می دهد؟ براستی در پس این شور رسانه ای علیه نظام اقتصادی ایران چه رازی نهفته است؟ به دلایل متعدد غرب مجال مانور چندانی برای اجرای تهدیدهای خود ندارد.پس چرا اینقدر شلوغ می کند؟ نمونه آن همین تحریم نفتی است که پس از ماه ها جنجال بالاخره تصمیم در مورد آن به 6 ماه دیگر موکول شد.

جواب این پرسش در واقعیتی تلخ و تاسف بار نهفته است.

نظام سرمایه داری جهانی با بدست آوردن رضایت طبقه های سرمایه داری سنتی كشورها و سرزمینها، حکومت ها را بوسیله عوامل رنگارنگ خود به دست می گیرد و ایران نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد.

اصلا دور از ذهن نیست که سرانگشتان زرسالار انگلیسی – یهودی در داخل کشور هستند. این سرانگشتان ایرانی اند. فارسی حرف می زنند. ممکن است عده ای از آنها در لباس های مقدس پنهان باشند و پر رنگ شعار دین بدهند. ممکن است عده دیگری از آنها ظاهری متمدن داشته و فریاد وطن پرستی نیز سر دهند. اما همه آنها در یک چیز مشترکند. حرص، طمع، دنیاپرستی و قربانی کردن منافع ملت به پای امیال حقیر نفسانی خویش.

اما مسئله این است که طبقه زرسالار داخلی نمی تواند بی گدار به آب بزند. او نیاز به پوشش رسانه ای دارد. او ترسوتر از آنست که ثمره شوم دلال بازی خویش را به نام خود تمام کند. اینجاست که پروپاگاندای غرب نقش خودش را بازی می کند. دولت های غربی که خود دست نشانده کارتل ها و تراست های بین المللی صهیونی هستند با بوق و کرنا بی ثبات سازی اقتصادی ایران را به اسم خود تمام می کنند، تا زرسالار ایرانی با فراغ بال و بدون واهمه از مردم دست گل های دست ساخته خویش را به گردن سیاست های عدالت طلبانه اقتصادی دولت بیاندازد. و در نتیجه توده مردم را در برابر دولت توده مردم قرار دهد.


برچسب‌ها: پروپاگاندا, زرسالار, سرمایه داری, سکه, ارز
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 22:59  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

بازی مشکوک سکه و دلار در آستانه انتخابات

به نظر می رسد طبقه سرمایه دار داخلی دوباره با نظام سرمایه داری جهانی به منافع مشترک رسیده و وارد یک بده بستان تاکتیکی شده است. دولت عدالتخواه دکتر احمدی نژاد در آستانه اجرای مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه هاست. ظاهرا در این مرحله قرار است نرخ سود بانکی نیز کاهش پیدا کند. همچنین طرح اصلاح گمرکات و تجارت نیز اجرا شود. این موارد عده ای از صاحبان صنایع و بازرگانان را به واکنش واداشته است. همه می دانیم که صنایع ایران تا کنون به مدد یارانه های مفت پابرجا بوده وگرنه کیفیت پایین و قیمت بالای محصولات تولیدی شان، آنها بدون قدرت رقابت کرده است. با حذف یارانه ها از یک طرف و جلوگیری دولت از افزایش قیمت ها آنها مجبور می شوند برای رهایی از ورشکستگی ساختار تولیدشان را اصلاح کنند. تکنولوژی جدید وارد کنند و با کمک مراکز تحقیقاتی اتلاف انرژی را در ساختار تولید کاهش دهند. در نتیجه باید از متخصصین و برنامه های مدیریتی استفاده کنند و بهره وری خود را افزایش دهند. همچنین با کبارزه جدی با قاچاق کالا و اصلاح قوانین گمرکات جلوی هجوم سرمایه های بانک ها به سوی واردات گرفته می شود. از طرف دیگر با کاهش نرخ سود بانکی هزینه سرمایه گذاری کاهش پیدا خواهد کرد و مردم با بهره مندی از تسهیلات ارزان تر قدرت خریدشان افزایش خواهد یافت و اگر تمایل خرید به سمت کالای ایرانی برود باعث رونق صنعت و کشاورزی می شود. همچنین با افزایش یارانه نقدی مردم اقشار پایین که بیشتر پول خود را در بازارهای داخل خرج می کنند از نقدینگی بیشتری برخوردار خواهند شد.

اما مسئله این است که صاحبان صنایعی که به نام صنعت وام های کلان می گرفتند و آن وام ها را در واردات اجناس مصرفی، قاچاق کلا و مهمتر از همه به زمین بازی و احتکار مسکن وارد می کردند و بدون زحمت تولید و به بهای نابودی صنعت و کشاورزی ایران به سودهای بادآورده می رسیدند از این برنامه های اصلاحی ناراحتند.

از طرف دیگر سیاسیون جناح راست و بازماندگاه فتنه گر جناح چپ با گردانندگی پدرخوانده دو جناح نیز بر حذف احمدی نژاد متفق شده اند. نظام سرمایه داری بین المللی نیز منتظر انتقامی خونین از احمدی نژاد است. آنها هرگز دکتر را نخواهند بخشید.

به نظر من بازی سکه و ارز مشکوک است. دور از ذهن نیست که عده ای سرمایه دار با کمک سیاسیون حزبی سرمایه های خود را به بازار سکه و ارز کشانده اند. تا به شکل صوری تورمی مصنوعی را به جامعه تحمیل کنند و بعد به مردم بگویند دیدید طرح یارانه ها از اول غلط بود؟ یک سال از طرح هدفمندی گذشته است پیشبینی تورم 70 درصدی و 100 درصدی حضرات پوچی خود را نشان داده است. دلیل ندارد ریال کشور ایران که هرساله مازاد درآمد ارزی دارد و پول ایران که در زمان احمدی نژاد کشوری شده که بدهی خارجی ندارد، در برابر دلار بی پشتوانه کشور ورشکسته و بدهکار آمریکا ارزش خود را از دست داده باشد. بانک مرکزی نباید وارد بازی آنها شود. چرا باید ایران ذخایر طلای خود را برای پایین کشیدن قیمت سکه به حراج بگذارد. مگر سکه خوردنی یا پوشیدنی است که حتما قیمت آن باید پایین بیاید. آیا بانک مرکزی مطمئن است که این طلاهایی که حراج می شود سر از آنسوی مرز در نمی آورد؟ در مورد دلار هم بانک مرکزی فقط باید دلار را با قیمت پایین به واردکنندگان قانونی و دارای مجوز شفاف قانونی بفروشد و از عرضه دلار با قیمت پایین به هر ننه قمری که صف بست خودداری کنند و اگر واردکننده یا سرمایه داری غیر قانونی دلار را به قیمت بالاتری به بازار دلالی فروخت به شدت با او و دلال هایی که دلار را از او خریده اند برخورد شود.

دوستان همسنگر احمدی نژادی، علی زمان و مالک اشترش با افشای دروغ هلوکاست و اجرای فاز اول طرح هدفمندی یارانه ها نظام زرسالار جهانی یا امپریالیزم نو یا همان شبکه مافیایی صهیونیستی را متزلزل کرده اند. وضع دنیا را نمی بینید؟؟؟ فازهای بعدی هدفمندی باید با موفقیت اجرا شود تا راه فرار زرسالاران داخلی و جهانی بسته شود. دوستان همسنگر حرف ها و کارهای امثال اعلایی، افروغ، فرهادی و گلشیفته فرهانی و حتی بمب های خبری و رسانه ای به مراتب بزرگتر ما را مشغول نکند. این ها حرکت های ایذایی تبلیغاتی است. میدان اصلی جنگ جای دیگریست.

مسئولین امنیتی و قضایی هم باید همه عزم خود را در جهت موفقیت دولت در اصلاحات اقتصادی جزم کنند و به دنبال نخودسیاه هایی مثل جریان موهوم انحرافی نروند.

- دوستان و خوانندگان لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بدون ملاحظه بیان کنند.


برچسب‌ها: دولت, احمدی نژاد, جناح راست, جریان انحرافی, اعلایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 0:39  توسط محمد مهدی  | 

احمدی نژاد، پارتیزان بی نظیر جبهه ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

این مقاله با استفاده از تحقیقات محقق محترم آقای انوش راوید نوشته شده است.

مقدمه: در طول تاریخ و در جریان جنگها، نیرو هایی نقش دارند که به آنها پارتی زان یا چریک می گویند. آنها شامل گروه ‌های نظامی کوچکی هستند، و بصورت قابل انعطاف، نامنظم و بدون خط نبرد خاصی می ‌جنگند، آنها اهداف سیاسی – نظامی تاکتیکی خود را دارند. نام پارتی زان از جنگ دوم جهانی بسیار معروف و مشهور شد، این نام بر گرفته از سربازان پارتي سلسله هخامنشیان است، که برای مرزبانی و نبرد های چریکی از آنها استفاده می شد. به آنها پرت زن به معنی جای دور دست + زدن می گفتند.  بعد ها پارت بر وزن پارس تلفظ شد،وبه روم باستان رفت و چریک های رومی را پارتی زان  Partisan گفتند،  روم برای جنگ با قبایل به آنها نیاز مبرم داشت. متقابلاً شورشیان نیز در روم با جنگ های چریکی بارها حکومت روم را به خطر انداختند. در معنی انگلیسی، این واژه به شمشیر بلند و بُرّان،  و نيز پیرو متعصب اشاره شده ‌است.

چابک سواران ورزیده پارتي در قالب گروه‌ های کوچک در زمان و مکانی که موجب غافلگیری دشمن می شد،  برق آسا بر دشمن تاخته و سپس می ‌گریختند،  مزیت این نحوه عملکرد در آن بود که دشمن غافلگیر شده و ابتکار عمل را از دست می ‌داد،  در نتیجه تلفات افراد خودی نیز به حداقل می ‌رسید. همچنین در مواردی که دشمن پارتیزان‌ها را تعقیب می‌ کرد، امکان محاصره و در دام انداختن دشمن توسط نیروهای خودی فراهم می‌شد، دیگر اینکه به دلیل مشخص نبودن زمان و مکان این یورش‌ها، سپاهیان دشمن دائما در تشویش روانی به سر می ‌بردند.

بیشتر تاریخ نویسان تحت نفوذ استعمار و امپریالیزم با کتمان و تحریف تاریخ، کار مبارزان پارتی زان در طول تاریخ را کوچک شمرده و بی اهمیت دانسته اند،  زیرا آنها از چریک های ملی بشدت می ترسند، و نمی خواهند ملت ها از چگونگی شکل گیری و فعالیت این مبارزان در طول تاریخ مطلع شوند.  امپریالیزم نو با بدست آوردن رضایت طبقه های سرمایه داری سنتی كشورها و سرزمینها حکومت ها را بوسیله عوامل رنگارنگ خود به دست می گیرد، اما فشار مردم در سراسر دنیا حکومت های سرسپرده نظام سرمایه داری بین المللی را دائما متلاطم می کند، و به راست و چپ می کشاند.  نقش پاتیزان های نو، پدیده سیاسی قرن جاري مي باشد، آنها با اقدامات و تدابیر خود، پایه های حکومت های ضد مردمی زیر نفوذ امپریالیسم صهیونی را،  بیش از پیش درهم مي ریزند،  و امکان سازش های غیر ملی را از آنها سلب و یا دشوار و پرهزینه می کنند. این نبرد تاریخی با انقلاب اسلامی امام(ره) وارد مرحله ای سرنوشت ساز گردیده و با ظهور پدیده احمدی نژاد به سرعت رو به تکامل گذاشته است.   

پارتی زان در تاریخ ایران

در تاریخ ایران مانند بقیه جهان،  گروه های چریکی بسیاری بوجود آمده اند،  که برای حفظ این خاک مبارزه مي کردند،  خلاصه سر گذشت دو گروه پارتي زان از باستان تاکنون:

زامیاد ــ  اولین گروه منسجم و آموزش دیده چریکها،  كه ۲۵۰۰ سال پیش در زمان کورش بنیانگذار هخامنشیان تشکیل شد،  نام این چریکها در متون باستانی، زامیاد، فرزند زمین، جان باز و پیش مرگ آمده است.  این چریکها به سختی آموزش می دیدند،  وظیفه آنها دریدن شکم اسبان ارابه های جنگی دشمن بوده است، ارابه هایی که نقش یگان های زرهی سنگین را بازی می کردند. ارابه ها بعد از کشته شدن اسبها در سرعت زیاد بشدت سرنگون می شدند. کار زامیادها به این صورت بود، که از قبل در مسیر حرکت ارابه ها گودال هایی حفر می کردند، آنگاه زامیادها خود را در این گودالها پنهان یا در عمق کم دفن می نمودند،  و ساعتها در همان حال می ماندند،  آنها با سر رسیدن ارابه ها نیزه های خود را در شکم اسبها می کرده و ارابه ها سر نگون میشدند. اما خود زامیادها در زیر ضربات سم اسبها یا ارابه ها جان می باختند.  از مهمترین جنگ های این پارتیزان ها نابودی امپراطوری آشور یا نینوا در کربلای امروزی است.

سرخ جامگان ــ  یکی دیگر از نیرو های مطرح چریکی ایران در گذشته،  جنبش سرخ جامگان بوده است،  این چریکها بخاطر اینکه لباس های یکسان سرخ می پوشیدند، سرخ جامگان لقب گرفتند. بعد از سقوط شاهنشاهی ساسانیان در 650 میلادی،  با تغییرات فرهنگی ایران در ابتداي ورود عرب های مسلمان، و ایجاد مهاجرت های عمده روستاییان به شهرها، و حرکت طوایف به اطراف شهرها، و تغییرات فیزیکی حکومت و عدم امنیت،  عده ای از برجسته ترین افسران ساسانی به همراه عده ای زیادی از زنان و مردان وطن دوست، ارتشی چریکی بر پا کردند. این گروه چریکی با بازسازی قلعه های ایران و ایجاد استحکامات نظامی در نقاط حساس و بستن گلوگاه ها، دره ها و جاده ها، در سراسر ایران،  با ناامنی ها مبارزه کردند. اینان ضمن فعالیت های نظامی به شیوه آنارشیستی آن دوران، که تضادی با ساختار قبایلی زمان نداشته باشد، مناطق تحت پوشش و یا در دست دولت های محلي وقت را اداره می کردند، رد پای اینها تا زمان صفویه و شروع دوران استعمار در تاریخ ایران دیده می شود،  که در نهایت به قزلباش های صفویه ختم شدند. همان قزلباش هایی که مذهب اهل بیت(ع) را در عرصه سیاسی و نظامی برای همیشه در ایران تثبیت کردند.

چگونگی جنگ های چریکی

جنگ هاي چريکي با اجراي عمليات آفندي (تهاجمی)، و اتکا به قدرت و تحرک سريع و غافلگيري مشخص مي گردد،  علاوه بر اين داراي صفات مشخص کاملا برجسته ديگري نيز مي باشد، که مهمترين آنها عبارتند از متکي بودن به پشتيباني داخلي و غير نظاميان محلي،  اتکا به تئوری های سازنده ملی، داشتن توانایی های سياسي و بکار بردن تاکتيک هاي ويژه با جنبه هاي تکاملي مي باشد.

وضع جبهه انقلاب تا قبل از ظهور احمدی نژاد

امام و حامیان اصلی او یعنی توده های مردم ایران برای مقدمه سازی ظهور و تشکیل جامعه ای شاهد با جبهه ای گسترده، رنگارنگ و با تجربه چند هزارساله مواجه بودند. پیام انقلاب رسیدن ایران به قله های پیشرفت همراه با عدالت علوی بود. نشان دادن ایرانی ویران، با مناسباتی غیر عادلانه و ناتوان از حل مشکلات خود هدف راهبردی دشمن بود. جنگ 8 ساله و محاصره ها و انواع دسیسه ها همگی همین هدف را دنبال می کردند. در نهایت جنگ رسمی نظامی به شکل قطعنامه 598 و نوشیدن جام زهر توسط امام پایان یافت و خلع منتظری با یک چشم پر از اشک، و یک چشم پر از خون توسط امام جام زهر دیگری بود که بر ایشان تحمیل شد. پس از امام، با گذشت چند سال و با نام سازندگی با وجود خدمات غیر قابل انکار دولت وقت هدف آرمانی انقلاب یعنی تشکیل جامعه ای شاهد برای مقدمه سازی ظهور کمرنگ شده و به قول حضرت آقا طبقه ای جدید از نوکیسه ها و مرفهین بی درد از شکم نظام اسلامی شروع به تولدی نامشروع نمود. طبقه ای که برای حفظ قدرت و ثروت در دوره اصلاحات به راحتی با نظام سرمایه داری بین المللی وارد ائتلاف های عملیاتی و سپس راهبردی می شد. طبقه جدید معامله گر بود. تاکتیک های جنگ روانی را از نظام سرمایه داری آموخته بود. فضاسازی های مصنوعی چپ و راست را با کمک غرب به ملت تحمیل می کرد. و عوامل خود را در هر دو جناح نفوذ داده بود. حالا جانشین امام نیز همانند امام در منگنه و حصاری نامرئی برخی از رسانه ها و برخی از سیاست مداران جناحین قرار گرفته بود. و از امت حزب الله هم به جز شعار دادن و سنگرگرفتن پشت رهبری کار چندانی ساخته نبود. فشار دشمن از خارج نیز روزافزون بود. تهدید اقتصادی و سیاسی با تهدید نظامی تکمیل شده بود و آمریکای جرج بوش با فتح عراق و افغانستان محاصره نظامی ایران را تکمیل و با نام مبارزه با سلاح هسته ای استقلال سیاسی ایران را خدشه دار می کرد. اینجا بود که ملت و رهبری به پارتیزانی نیاز داشتند که صف های پشت در پشت دشمن خارجی و داخلی را بشکند. پارتیزانی که بتواند با اقشار مختلف مردم در داخل و خارج ارتباط برقرار کرده و تاکتیک های خود را بروز و کارآمد کند. به رهبری اعتماد داشته باشد و با اتکای به او تا قلب دشمن داخلی و خارجی پیشروی کند، ضربه بزند و به سلامت به قلعه مستحکم ولایت باز گردد. آنگاه که لازم است تهدید و آنگاه که لازم است تطمیع کند. آنگاه که نیاز است بر طبل جنگ بکوبد و آنگاه که ضروری است از مناظره و مذاکره دم بزند. طبقه نوکیسه را وقتی چموشی می کند ادب کند و آنگاه که رام شد سرمایه هایش را برای حل مشکلات اقتصادی ملت به خدمت بگیرد.

و در یک کلام بازی به ظاهر باخته را با روش های دفاع نامتقارن به بازی برده تبدیل کند.

 

 

 


برچسب‌ها: پارتیزان, احمدی نژاد, ولایت, جنگ, دشمن
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 22:16  توسط محمد مهدی  | 

جناح راست و سیاست اجتماعی - فرهنگی دولت (قسمت دوم)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و العصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

در انتقال مفاهیم اجتماعی - فرهنگی مهمترین عامل، رسیدن به تفاهم اجتماعی - فرهنگی است. و برای رسیدن به تفاهم اجتماعی – فرهنگی رسیدن به یک زبان مشترک از مهمترین و مؤثرترین عوامل است. جامعه ایران لااقل از انقلاب مشروطه به بعد از یک شکاف اجتماعی – فرهنگی واضح در درون خویش رنج برده است. این شکاف بارها به برخورد اجتماعی – فرهنگی منجر گردیده و همیشه برنده این برخوردها استعمار انگلیس و آمریکا بوده اند. شاید با واژه قشرمذهبی و قشرغیر مذهبی کاملا آشنا باشید. یا با واژه قشرسنتی و قشرمدرن. یا با واژه قشرروشنفکر و قشرروحانی. یا با واژه قشردانشگاهی و قشرحوزوی. به نظر من این شکاف تا حد زیادی ساخته و پرداخته استعمارگران است. و استعمارگران به شدت از رسیدن این دو قشر به یک تفاهم اجتماعی – فرهنگی در هراسند. به نظر من دوره استعمار چه در عرصه بین المللی و چه در عرصه داخلی ایران اصلا تمام نشده است. و استعمار با برنامه، این شکاف های اجتماعی را در ایران و کشورهای دیگر ایجاد و فعال می کند. تحریک اجتماعی قشر مذهبی یا سنتی یا حوزوی علیه قشرغیرمذهبی یا مدرن یا دانشگاهی، یکی از تاکتیک های همیشگی استعمارگران بوده است. انگلیس در این زمینه استاد است.

دو گروه ناکام هنوز که هنوز است یکدیگر را متهم می کنند

 یکی از تابلوهای این شکاف مورد نظر، درگیری دکترمصدق و آیت الله کاشانی بود. جالب اینکه انگلیس هردوی آنها را از صحنه سیاسی ایران حذف کرد اما هنوز که هنوز است رسانه های استعماری صهیونیستی به ماوقع جریان می پردازند و طرفداران هردو شخصیت هنوز که هنوز است طرف مقابل را متهم به بی لیاقتی و عامل دست انگلیس بودن می کنند. این در حالی است که کلا جریان ملی شدن نفت به شکست انجامید و محمد رضا پهلوی پیروزمندانه به کشور بازگشت و قاعدتا هردو گروه مشترکا از انگلیس شکست خوردند. در جریان مشروطه نیز دیکتاتوری رضاخان بر ویرانه های مشروطه ای بنا گردید که دستپخت مشترک علمای حاضر در مشروطه و روشنفکران فرنگ رفته بود. اما هنوز که هنوز است دو قشر سنتی و مدرن برسر اینکه چه کسی مشروطه را به آنروز انداخت باهم دعوا می کنند. آنچه هردو گروه را در برابر دشمن آسیب پذیر می کرد نگاه ظاهربین عده ای از آنها بوده و هست. تحجر در عده ای از هردو گروه موج زده و می زند. تحجر یعنی نگاه به ظاهر، یعنی ظاهرگرایی زیاد، یعنی شعارزدگی، یعنی محاصره شدن در حجاب های مفاهیم، لغات و کلمات. یعنی خودباختگی در برابر ماده. یعنی ماده گرایی در قالب سنت یا مدرنیته. به عبارتی عده ای درهر دو گروه به علت عدم توجه به باطن ارزش هایی که شعارشان را می دادند به وادی ضدیت با ارزش های قشر مقابل خود می افتادند. استعمار نیز به خوبی با تحریک هردو گروه علیه هم انرژی هایشان را به تحلیل می برد. و با هیجانی کردن هردو گروه مانع شکل گیری امنیت روانی، که لازمه برنامه ریزی و تفکر کلان برای پیشرفت عادلانه است را می گرفت.

نگاه عرفانی امام خمینی(ره) قاعده بازی را به هم ریخت. در مکتب امام بنیانا هیچ دعوایی بین ارزشهایی مثل آزادی، حقوق بشر، حقوق زن، منافع ملی و صلح طلبی و تلاش برای ایجاد رابطه دوستانه با کشورهای غربی که ارزشهای مورد پسند قشر اصطلاحا مدرن است با ارزشهایی مثل پایبندی به اخلاق اسلامی، توجه به حقوق جامعه، مبارزه با فساد جنسی و توجه به سرنوشت ملت های اسلامی و آمادگی و جهاد نظامی با دشمن عموما غربی که مفاهیم مورد پسند قشر به اصطلاح سنتی است وجود نداشت. مبنا در نگاه عرفانی امام سیر همه انسان ها به سوی خداست. همه از خداییم، همه، و همه به سوی او می رویم، جمله مشهوری از امام است که با پشتوانه قوی فکری و تئوریک بیان شده است. و به نظر من فهم انقلاب اسلامی با فهم این جمله، به همراه مقدمه و مؤخره آن آسان می شود. در اندیشه عرفانی امام همه انسان ها به سوی سرنوشت محتوم خویش که فناء فی الله و بقاء بالله است در حرکتند. در این اندیشه انسان مظهر همه اسماء و صفات خداوند بوده و محبت شدید خداوند موجب آفرینش انسان است. اصولا انسان تجلی خداست. انسان آیینه خداست. خداوند خود را در صورت انسان مشاهده می کند و آنگاه به خود تبارک الله احسن الخالقین می گوید. در مبدا پیدایش اساسا تفاوتی بین انسان مسلمان با انسان غیر مسلمان نیست. نتیجتا نگاه بدبینانه و ناامیدانه به جوانان و جامعه جای خود را با نگاه خوشبینانه و امیدوارانه عوض خواهد کرد.

احمدی نژاد در برابر این شکاف اجتماعی – فرهنگی

اگر وجود و فعال بودن این گسل اجتماعی – فرهنگی را یکی از مهمترین موانع در برابر اقدامات اصلاحی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دولت احمدی نژاد بدانیم به بیراهه نرفته ایم. تهمت هایی مثل پرده کشیدن در پیاده روها، تیر خلاص زدن، بی توجهی به نظرات کارشناسان دانشگاهی، عدم توجه به برنامی ریزی های علمی و نظرات نخبگان، اداره دولت با رمل و اسطرلاب، علاقه به خرافات و بی توجهی به منافع ملی در تعامل با کشورهای غربی  به گوش همه آشناست. هدف اصلی از این عملیات های روانی برانگیختن قشر اصطلاحا مدرن جامعه علیه دولت بود. و صحنه گردان های اصلی این عملیات های روانی استعمارگران انگلیسی بودند.

ناگفته نماند که تیپولوژی و ادبیات احمدی نژاد فرصت خوبی برای رسانه های معاند و مافیایی فراهم کرده بود. ظاهر احمدی نژاد شبیه همت و زین الدین بود. او ریشش را آنکادره نمی کرد. به موهایش مدل نمی داد. حتی اوایل اصراری بر پوشیدن کت و شلوار هم نداشت. او از منظر قشر مدرن نمونه یک دمده بود. آنها دیگر به مدرک دکترا و به حقیقت شعارهای احمدی نژاد نگاه نمی کردند، برای آنها ظاهر و ادبیات مردمی و عامه پسند دکترهزاران برابر آزاردهنده تر از باطن شخصیت و شعارهای او بود. این نشانه ظاهربینی و ماده گرایی عده ای از این قشر بود. این ادبیات و تیپ ظاهری همانقدر که مورد پسند قشر سنتی بود، به همان اندازه مورد تنفر قشر مدرن بود. آنچه برای احمدی نژاد در میان قشر اول جاذبه ایجاد می کرد برای او در میان قشر دوم موجب دافعه می گردید. مشکل اصلی اینجا بود که ماشین تبلیغاتی غرب و جناح چپ به شدت بر این حساسیت ها می افزودند. و به قشر مدرن اینگونه القا شده بود که آنها به طور کلی از صحنه سیاسی – اجتماعی ایران حذف شده اند و هیچ نماینده ای در ساختار قدرت ندارند، آنهم بعد 8 سال مورد توجه بودن و درصدر بودن در دوره اصلاحات یا همان جناح چپ. این بیشتر آنها را آزار می داد. مسئله اینجا خطیرتر می شد که آنها همخانه و هموطن ما بوده و بسیاری از صاحبان سرمایه و تحصیلکرده ها و مدیران زیادی در بخش دولتی و خصوصی، بسیاری ازهنرمندان سینما و تئاتر و تلویزیون و بسیاری از ایرانیان خارج از کشور که نقش لایه مرجع برای مدرن ها دارند در این قشر بودند و جامعه به انرژی آنها نیازمند بود. لااقل جامعه نیاز داشت تا آنها در برابر دولت قرار نمی گرفتند. اما مافیا و غرب به شدت بر روی برخورد دوباره این دو قشر آنهم برسر احمدی نژاد سرمایه گذاری می کرد. این فشار تبلیغاتی در انتخابات 88 به اوج رسید. و هاشمی و موسوی 14ملیون نفر را با کمک ماشین تبلیغاتی غرب به گرد خود جمع کردند. آنها 3 تا 4 ملیون به آراء خود در سال 84 اضافه کرده بودند و قصد داشتند تا با مقاومت مدنی یا همان انقلاب مخملی سبز بازی اصطلاحا باخته در صندوق های رای را به بازی برده تبدیل کنند. فضای بعد از انتخابات فضایی بود که احمدی نژاد هر حرفی می زد تنها باعث به جوش آمدن هرچه بیشتر خون قشر مدرن جامعه می گردید. ماجرای خس و خاشاک را به یاد دارید. هیجان آمیخته به نفرت آنقدر زیاد بود که اگر دکتر هزار بار به همه مقدسات قسم می خورد که منظورش از آن کلمه این نبوده و آن بوده است، فایده ای نمی کرد.

مهندس مشایی

ادبیات و تیپولوژی مهندس عکس دکتر بود. او از دوستی، محبت و صلح صحبت می کرد. کت و شلوارهای زیبا می پوشید. ته ریشش همیشه آنکادره و اصلاح شده بود. تیپ روشنفکری داشت. توانایی ارتباط گیری با هدیه تهرانی ها، محمدرضا گلزارها و مهناز افشارها را داشت. با مفاهیم و ادبیات عرفانی آشنا بود در نتیجه می توانست حرف نو بزند. البته حرف هایی می زد که مورد پسند قشر مدرن بود. او با طرح اتحاد حقیقت ایران با حقیقت اسلام تلاشی اولیه را برای زدن پلی گفتمانی بین دو قشر مورد نظر آغاز کرد. او می توانست اعتماد صاحبان سرمایه بخش خصوصی و انبوه مدیران موسوی، هاشمی و خاتمی که بازمانده از 24 سال حاکمیت جناحین چپ و راست بر دولت ها بودند را جلب و از توانایی های آنها برای پیشبرد کار دولت استفاده کند. قشر مدرن نباید احساس حذف شدگی می کرد. باید خود را دارای نماینده ای در ساختار قدرت دولت می دانستند.   

ایرانیان خارج از کشور

ایرانیان خارج از کشور لایه مهم و تاثیرگذاری بر جامعه ایران اند. آنها از یک طرف دارای سطح سواد و سرمایه بالایی هستند. و از سوی دیگر برای بسیاری از مردم ایران به عنوان الگو و لایه مرجع مطرح می باشند. آنها از نظر فرهنگی تحت تاثیر جامعه میزبان خود بوده و از طرفی برای گریز از بی هویتی ناشی از غربت علاقه ای خارج از عادت به ایران و ایرانی گری پیدا می کنند. و این ایرانی گری را به داخل ایران انتقال می دهند، خصوصا به قشر مدرن. دشمن انگلیسی سرمایه گذاری زیادی روی این قشر دارد و سعی بالایی دارد تا از پتانسیل اجتماعی و مالی آنها برای مقابله با نظام استفاده کند. مهندس مشایی توانست با آنها نیز نرد دوستی بریزند.

جیغ های بنفش

از برخی تبعات منفی این سیاست اجتماعی – فرهنگی نباید واهمه داشت. باید درک کرد که عده ای از اقشار به اصطلاح سنتی تحمل ادبیات و تیپولوژی مشایی را نخواهند داشت. عده ای از این قشر نیز گرفتار ظاهر کلماتند. آنها توانایی عبور از ظاهر و ورود به عمق مفاهیم را ندارند. اصولا نباید انتظار داشته باشیم عده ای از حزب اللهی ها هیچ وقت بتوانند با مهندس مشایی کنار بیایند. از طرف دیگر نباید انتظار داشته باشیم عده ای از مدرن ها هیچوقت بتوانند با احمدی نژاد کنار بیایند. شکاف اجتماعی در ایران جدی و فعال است و یکصد سال از عمر آن می گذرد و به این زودی ها التیام نخواهد یافت. باید به برآیند سیاست ها توجه نمود هزینه فایده کرد و بهای آنرا پرداخت کرد.


برچسب‌ها: احمدی نژاد, مشایی, دولت, سیاست فرهنگی, جناح راست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 13:25  توسط محمد مهدی  | 

 

یاد و خاطره شهید احمدی روشن گرامی باد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 13:24  توسط محمد مهدی  | 

پاسخ به سربارهایی به نام حسین علایی

 جواب سوال اول: رهبری معظم و دستگاه های مسئول در برابر حرکت براندازانه هاشمی، موسوی و کروبی و عوامل پیدا و پنهانشان بسیار سعه صدر نشان دادند و نتیجه سعه صدرشان این شده است که دم خروس به خوبی بیرون زده تا سربارانی با پشتوانه 700 هزار رای از مجموع چهل ملیون رای مردم امروز در دفاع از براندازان فتنه گر بلبل زبانی کنند و ته مانده آبرویشان را نیز در برابر ملت به حراج بگذارند.

جواب سوال دوم: محض اطلاع آقای سربار حسین علایی، رهبری معظم(مدظله) و همه پیروان امام راحل آماده شهادت اند. آنها به مولای خود علی(ع) اقتدا کرده اند و حکومت و قدرت برایشان از آب بینی بزی پست تر و از لنگه کفش وصله پینه شده ای حقیرتر است. نمی توانید آنها را بترسانید. کسی می ترسد که به ماده تعلق داشته باشد و روی از معنا برگردادنه است.

جواب سوال سوم و چهارم و پنجم: رهبری معظم(مدظله العالی) و مسئولین کشور در برابر معترضین و سران براندازشان با صبر و تحملی علی وار برخورد کردند. هیچکس به شکل سازمان یافته به سمت معترضین تیراندازی نکرد. مدارای نیروهای انتظامی و امنیتی در سطحی قابل قبول بود. خود رهبری معظم(مدظله العالی) با اعضای ستادهای انتخاباتی هرسه کاندیدای مشارک در براندازی دیدار و به سخنانشان گوش فرا دادند. آنها را به قانون و عقلانیت دعوت نمودند. شخص ایشان دستور رسیدگی به ماجرای کهریزک را صادر فرموده و جلوی برخورد قهرآمیز با سران برانداز را گرفتند. هاشمی را همچنان بر مسند خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت تحمل فرمودند. رییس جمهور عزیز نیز با قربانی کردن آبروی خویش نزد عده ای نادان و با به جان خریدن فحش های عوامل مافیا طرح کاهش تنش با اقشار معترض را در پیش گرفتند. و ثابت کردند که رییس جمهور همه چهل ملیون اند و نه قشری خاص(ولو محترم و دوستداشتنی). و اتفاقا برآیند این سیاست ها موفق بود. و امروز هیچکس برای سران برانداز و عواملشان تره هم خرد نمی کند.

جواب سوال ششم و هفتم: جناب سربار اگر کمی چشمشان را باز می کردند نقش آفرینی رسانه ها و مسئولین کشورهای متخاصم غربی در حمایت از سران برانداز فتنه واضح بود، حتی واضحتر از حمایتشان از صدام عفلقی. در مورد به رسمیت شناختن مخالفین از سوی نظام، همین خزعبلاتی که نوشته شده حقیقت امر را روشن می کند.

اما چند سوال از آقای سربار علایی.

براستی شما چه انتظاری از رهبری معظم(مدظله العالی) داشته و دارید. شما انتظار داشتید که ایشان بر خلاف قانون اساسی، بر خلاف اسلام، بر خلاف نظر امام راحل که میزان را رای مردم می دانستند دکتر احمدی نژاد را  به خاطر انقلت های بچه گانه در انتخابات برکنار، موسوی و هاشمی و سربارانی مثل شما را بر این ملت تحمیل می کردند؟

در ضمن شما بهتر است عملکرد مشعشعتان در نوشاندن جام زهر به امام راحل را از یاد نبرید. و خیال نکنید که نقشه شومتان برای نوشاندن جام زهری دیگری به جانشین امام راحل لو نرفته است.

جناب سربار اعلایی سردمداران شما همان مثلث ما نمی توانیم اند که جام زهر را به امام راحل نوشاندند و امروز در برابر جانشیت برحق ایشان به گل نشسته اند شما نباید زیاد خود را جدی بگیرید. شما همان نظامیان فشلی هستید که در فتنه 88 به سیاستمدارانی فشل تر مبدل شده اید.
برچسب‌ها: علایی, براندازی, جام زهر, رهبری, احمدی نژاد, امام
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 23:52  توسط محمد مهدی  | 

 

بزودی

.  امپریالیسم نو با بدست آوردن رضایت طبقه های سرمایه داری سنتی كشورها و سرزمینها حکومت ها را بوسیله عوامل رنگارنگ خود به دست می گیرد، اما فشار مردم در سراسر دنیا حکومت های سرسپرده نظام سرمایه داری بین المللی را دائما متلاطم می کند، و به راست و چپ می کشاند.  نقش پاتیزان های نو، پدیده سیاسی قرن جاري مي باشد، آنها با اقدامات و تدابیر خود، پایه های حکومت های ضد مردمی زیر نفوذ امپریالیسم صهیونی را،  بیش از پیش درهم مي ریزند،  و امکان سازش های غیر ملی را از آنها سلب و یا دشوار و پرهزینه می کنند. این نبرد تاریخی با انقلاب اسلامی امام(ره) وارد مرحله ای سرنوشت ساز گردیده و با ظهور پدیده احمدی نژاد به سرعت رو به تکامل گذاشته است.   

 


برچسب‌ها: پارتیزان, احمدی نژاد, ولایت, جنگ, دشمن
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 21:57  توسط محمد مهدی  | 

جناح راست و سیاست فرهنگی دولت (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر و جعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

پس از انقلاب اسلامی، جامعه ایران از نظر فرهنگی چهار دوره را پشت سر گذاشت. دوره جنگ. دوره پس از جنگ تا خرداد 76. دوران حاکمیت چپ مدرن یا اصلاحات و دوره دکتر احمدی نژاد.

دوره اول: دهه اول انقلاب یا دوره دفاع مقدس است. چپ سنتی دست برتر را نسبت به راست سنتی در دولت و مجلس دارد. شخصیت عرفانی و به شدت معنوی امام راحل و یاد و خاطره شهدایی که پیکرهای مطهرشان از خط مقدم جبهه به جامعه انتقال می یافت فضایی از آخرت جویی در عین تلاش برای اصلاح جامعه در جهت مقدمه سازی ظهور، به جامعه پمپاژ می کرد. فضای مورد نظر، ساخته شخصیت بی نظیرعرفانی امام(ره) که تجسم تمام و کمال یک ولی واصل بود، نوع نگاه دنیا گریز و آخرت طلبانه ای که امام(ره) در مقام عرفان نظری به جامعه منتقل می کرد و خون شهدایی که ترجمان عملی سیر الی الله با پیروی و استعانت از آن پیرعارفان و قطب پرفروغ معنوی بود منجر به کاهش شدید ظهور و بروز دنیاخواهی مردم و در نتیجه ناهنجاری های فرهنگی می شد. سیاست آنروز نهادهای فرهنگی، انتظامی و خصوصا آموزش و پرورش فضایی سختگیرانه با هدف حفظ ظاهر جامعه بود. این سیاست سختگیرانه با بدبینی نسبت به جامعه و جوانان، قیم مآبانه ظواهر و شعائر را بر آنها تحمیل می کرد. از طرف دیگر متولیان فرهنگی و انتظامی هم از فقر تئوریک رنج می بردند و هم اگر هم به منابعی تئریک دسترسی داشتند به دلیل عدم توانایی ارتباط گیری مناسب از انتقال مفاهیم دینی به جامعه عاجز بودند. اما شخصیت عرفانی امام(ره) و خون شهدا این ضعف ها را می پوشاند.

دوره دوم: دوره پس از جنگ بود. حالا جناح راست مذهبی دست برتر را در اداره دولت و مجلس دارد. فضای سختگیرانه ادامه می یابد . مدعیان فرهنگی و انتظامی، نگاه بدبینانه به جامعه را حفظ کرده و عملا دینداری را در حفاظت از ظواهر جامعه می دیدند. اما زیر پوست جامعه خبری دیگر بود. دنیاطلبی در عمق جامعه رو به فزونی گرفته و موانعی چون شخصیت امام راحل و خون شهدا برای سیر قلوب مردم ایران به دنیا برداشته شده بود. تهاجم فرهنگی به شکل شبیخون به دنیاطلبی دامن می زد. و جامعه آماده شکستن قوالب و پوسته ظواهر شده بود. به عبارتی جامعه در حالیکه در درون به دنیاطلبی گرایش یافته بود به آخرت طلبی تظاهر می کرد.

در این دوره جوانان نسل سوم کم کم بزرگ می شدند. آنها از یک سو فشارهای روانی ناشی از تحمیل شعائر مذهبی را تاب نمی آوردند و از سوی دیگر دچار فقر تئوریک و ضعف بنیه دینی بوده و از طرف دیگر در معرض تبلیغ دنیاگرایی و شبهه های فکری از سوی رسانه های غربی بودند. دیگر زور متولیان فرهنگی و انتظامی هم چون گذشته به آنها نمی رسید. رسانه هایی چون ویدئو و ماهواره هم کم کم راه خود را به خانه های ایرانی باز می کردند.

دوره سوم: در این دوره وزیر ارشاد دوره جنگ رییس جمهور می شود. حالا افراطی های عرصه فرهنگ در دهه اول انقلاب به تفریطی ویرانگر در عرصه فرهنگی روی آورده بودند. جناح چپ نو با شعار آزادی هجوم جوانان نسل سوم و به همراه آنها عموم جامعه را به شیوه زندگی و تفکر غربی، خصوصا آمریکایی تسهیل می کند. سدی که روحانیت و نهادهای رسمی نظام برای حفظ ظاهر جامعه ساخته بودند شکسته می شود. و جامعه ظاهر خود را تغییر می دهد.

نتیجه سه دوره گذشته بوجود آمدن جامعه ای است که از نظر تئوریک ضعیف است. قلوب اعضای آن به سوی دنیاست. از توانایی معرفتی مناسب برای ایجاد رابطه ذهنی صحیح بین دنیا و آخرت و یا ظاهر و باطن برخوردار نیست. ارتباط رسانه ای بالا با جوامع غربی خصوصا هالیوود آمریکایی داشته و در معرض تبلیغات آمریکایی است. در حالیکه عده زیادی از جامعه همچنان به ظواهر پایبندند، عده زیاد دیگری نیز که عموما در شهرهای بزرگ زندگی می کنند علاقه ای به حفظ ظاهر ندارند. از سوی دیگر جناح های سیاسی نیز به این تضاد دامن می زنند. جناح راست خود را نماینده قشر پایبند به ظواهر و جناح چپ خود را نماینده قشر فراری از ظواهر جا می زند.

حالا گسل اجتماعی خود را بیش از گذشته نشان می دهد. مسئله اینجاست که نه آنها که به ظواهر پایبندند به اندازه زمان امام(ره) و دفاع مقدس حب دنیا را از قلوبشان بیرون رانده اند و نه آنها که ظاهر را درست رعایت نمی کنند به همان اندازه از ارزش ها بدورند. اما جناح بندی های چپ و راست یا همان اصولگرا و اصلاح طلب نان سیاسیشان را در فعال بودن همین گسل می پزند. در نتیجه این گسل باید همچنان فعال باشد.

دوره چهارم: دوره دکتر احمدی نژاد با حاکمیت دوباره جناح راست مذهبی بر نهاد های انتظامی و فرهنگی آغاز می شود. آقای پورمحمدی وزیر کشور و آقای صفارهرندی وزیر فرهنگ می گردند. مدتی بعد دولت با کمک فضاسازی صداوسیما و روحانیت طرح گشت ارشاد را که همان برخورد انتظامی برای اصلاح ظاهر جامعه بود به اجرا گذاشت. عموم جامعه در ابتدای شروع طرح نگاه منفی نسبت به آن نداشتند. اما با گذشت زمان بازگرداندن ظاهر جامعه به ظاهر زمان جنگ عملا به بن بست خورد. دلیل اول آن بود که مافیای سیاسی - اقتصادی به سرعت نارضایتی اقشار مورد هدف گشت ارشاد را به نارضایتی سیاسی ترجمه می کرد و برای دفاع از منافع نامشروع خود از جمع این قشر ناراضی یارگیری می نمود. دلیل دوم این بود که به عموم مردم، اولویت جامعه را در اصلاح ظواهر نمی دیدند. آنها ایجاد شغل، مهار گرانی، حل مشکل مسکن و تسهیل ازدواج جوانان را مهمتر از اصلاح ظواهر می دانستند. نشانه آن این بود که جامعه مذهبی علی رغم فضاسازی های روانی روحانیت و صداوسیما در امر به معروف و نهی از منکر اجتماعی مشارکت نمی کند و آنرا بر عهده نیروی انتظامی می داند. در نتیجه نیروی انتظامی با عِدّه و عُدّه محدود و وظیفه ذاتی متفاوت مجبور می شود به تنهایی در برابر ملیون ها مردم غیر پایبند به ظواهر قرار بگیرد و عملا بنیه آن برای مقابله با بحران های امنیتی - اجتماعی تضعیف شود. با این وضع ادامه گشت ارشاد و ادامه فضای گذشته برخلاف جهت آب شناکردن می شود. و اینجاست که دکتر احمدی نژاد در برابر این سیاست به اصطلاح فرهنگی که به نقض غرض منجر شده می ایستد. و بهای آنرا نیز می پردازد. او متهم به عدم اعتقاد به حجاب فقهی و تسامح غلط فرهنگی می شود. و از سوی مذهبی های نادان و عده ای از عوامل مافیا که ظاهری مذهبی دارند مورد تخریب قرار می گیرد.

اما چاره ای نبود. سیاست فرهنگی دولت باید براساس توجه به باطن جامعه نوسازی می شد. باید عوامل جدید فرهنگی جایگزین عوامل شکست خورده قبلی می شدند. در نتیجه حرکت اصلی فرهنگی دولت آغاز می شود.

ادامه دارد ...

 


برچسب‌ها: جناح راست, دولت, سیاست فرهنگی, امام, احمدی نژاد
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 23:41  توسط محمد مهدی  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر، وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه.

دست رد مدعیان به ابتکار وحدت بخش احمدی نژاد

در شهریور ماه  1389جلسه ای با حضور مدعیان مطرح اصولگرا در مجلس و بیرون مجلس به دعوت دکتر احمدی نژاد تشکیل گردید.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2188083 و http://www.khabaronline.ir/detail/192280/politics/parties

هدف این جلسه شکل گیری وحدت رویه برای انتخابات مجلس نهم بود. نتیجه جلسه تشکیل کمیته ای سه نفره برای پیگیری ائتلاف بود. اعضای کمیته آقایان حداد عادل، عسکراولادی و ولایتی بودند. اگر نگاهی به وضع گذشته و فعلی آقایان حداد عادل و عسکراولادی بیاندازیم، جایگاه سیاسی آنها روشن است. آقای حداد عادل نزدیک به جریانی است که کاندیدای ریاست جمهوری سال 1384 آنها آقای قالیباف بود. جمعیت ایثارگران و اصولگرایان تحول خواه از آن مجموعه بوده و هستند. آقای عسکراولادی نیز نماد و نماینده جریانی است که کاندیدای ریاست جمهوری سال 1384 آنها آقای لاریجانی بود. جمعیت مؤتلفه و جامعه اسلامی مهندسین از آن مجموعه می باشند.

اما آقای ولایتی چطور؟ دکتر ولایتی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 در حالیکه یکی از مطرح ترین کاندیداها بود به نفع آقای هاشمی انصراف داده و به ستاد انتخاباتی ایشان رفت. ظاهرا قرار بود در صورت انتخاب آقای هاشمی معاون اول ایشان گردد. دکتر ولایتی سیاستمداری نزدیک به آیت الله مهدوی کنی، آیت الله هاشمی و جمعیت مؤتلفه بوده و هست. او امروز نیز یکی از چهره های شاخص جبهه به اصطلاح متحد اصولگرایان است. با این اوصاف آیا به راستی دکتر ولایتی نماینده ای ایدآل برای مردم امید بسته به احمدی نژاد و خود دکتر احمدی نژاد بود؟ جواب سوال منفی است. پس چرا دکتر احمدی نژاد ایشان را برای نمایندگی جریان عدالتخواه در آن کمیته معرفی نمودند؟

به نظر نویسنده آنچه برای دکتر احمدی نژاد اهمیت دارد پیشبرد کار مردم، نظام و رهبری است. احمدی نژاد نگاه حزبی و جناحی ندارد. نگاهی که باعث نقار و دشمنی و هدرروی انرژی ملت می گردد. برای او موضع گیری های سیاسی افراد و گروه ها تا جاییکه علیه اساس نظام نباشد بی اهمیت است. حال فعلی افراد مهم است و کارایی احتمالی آنها برای حل مسائل و رسیدن به اتفاق نظر برای کاهش مشکلات و پیشرفت کشور. این نگاه معیار محور دکتر به جای نگاه جناح محور مدعیان است که انرژی ها را برای رسیدن به وضعی مطلوب تر متمرکز می کند.

از سویی دیگر معرفی دکتر ولایتی اتمام حجتی بود با آقایان مدعی. آنها با معرفی ولایتی هیچ حجتی برای حذف دکتر احمدی نژاد از فرایند سیاسی مجلس نهم نمی داشتند. آقای ولایتی فردی از خود آنها بود. او آقایان مشایی، بقایی، جوانفکر، یا حتی آقای ثمره هاشمی نبود. این نشانه ای آشکار از آمادگی کامل دکتر احمدی نژاد برای همکاری با جناح راست یا همان حضرات اصولگرا داشت. البته نشانه ای آشکار برای آنهایی که می بینند. اما آیا این خودشکنی و حسن نیت دیده شد؟

مدتی کوتاه از ابتکار متواضعانه دکتر گذشت. تخم لق جریان انحرافی در دهان ها کاشته شد. و فضایی بوجود آمد که توسط شیمون پرز (رییس جمهور رژیم صهیونیستی) اعلام شده بود. http://qods.info/?p=2636.

 حالا دیگر آقایان اصولگرا و حامیانشان ابا داشتند تا خدای ناکرده نامشان در کنار دکتر احمدی نژاد بیاید. همه باید برای مبرا شدن از آلودگی های عقیدتی، مالی، سیاسی، اخلاقی و ارتباط با دشمن از این خادم ملت و رهبری با اسم رمز جریان مخوف انحرافی اعلام برائت می کردند. وگرنه ماشین تبلیغاتی بی رحم اصولیون و اصلاحیون آنها را از صحنه سیاسی کشور حذف می کرد. دکتر ولایتی هم از این قاعده مستثنی نبود. در نتیجه متاسفانه او نیز در دام سناریوسازان جریان انحرافی افتاد.
برچسب‌ها: احمدی نژاد, ولایتی, وحدت, اصولگرایان, جریان انحرافی
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 15:57  توسط محمد مهدی  |